دبستان پسرانه هوشمند غیر دولتی محراب2

محراب مدرسه زندگی
دبستان پسرانه هوشمند غیر دولتی محراب2

دبستان پسرانه هوشمند غیر دولتی محراب۲ منطقه14
تعاملی سازنده در محیطی سالم در جهت اطلاع رسانی فعالیت های علمی، فرهنگی، هنری و مذهبی دبستان محراب۲ منطقه14
ارتباط:
mehrabschool2.ir
mehrabschool2@gmail.com
شبکه های اجتماعی:
mehrabschool2
آدرس:
تهران، خ پیروزی، بلوار ابوذر، پل چهارم، زمزم شرقی، ربذه جنوبی، کوچه ۳۲، پلاک۱۲
تلفن:
۰۲۱-۳۳۸۲۲۲۴۱_۰۲۱-۳۳۸۲۲۲۴۳

پربیننده ترین مطالب

۱۳۶ مطلب با موضوع «معاونت آموزش و مهارت افزایی :: کتابخانه و دانستنی ها» ثبت شده است

۱۱:۴۹۲۹
ارديبهشت

خونریزی داخل مغزی : خونریزی مغزی نوعی خونریزی داخلی است که به دلیل پاره شدن عروق مغزی بر اثر ضربه به سر، فشار خون بالا، آنوریسم عروقی و دلایل دیگر رخ می‌دهد.

ناهنجاری سرخرگی – سیاهرگی نوعی ضایعه عروقی است که از رگ های کوچک که سرخرگ ها را به سیاهرگ ها متصل میکنند به وجود می آید. آنها می توانند ضایعاتی گسترده ، پخش ، متمرکز و یا موضعی باشند. اگر پوست هم درگیر باشد به رنگ صورتی دیده میشود. همانند سایز ناهنجاریهای عروقی ، ناهنجاری سرخرگی – سیاهرگی از همان بدو تولد وجود دارند و ممکن است بعدا مشهود شوند. این ضایعه به آرامی و یکنواختی گسترش می یابد و منجر به بزرگی ضایعه میشود. این ضایعات در تماس دست با آنها سفت بوده و رگ های بزرگی آن را احاطه می کند.

خونریزی‌ و هماتوم‌ زیر سخت‌شامه‌ عبارت‌ است‌ از خونریزی‌ که‌ باعث‌ تجمع‌ خون‌ و لخته‌ (هماتوم‌) در زیر خارجی‌ترین‌ غشا از سه‌ غشای‌ پوشاننده‌ مغز می‌گردد. دو نوع‌ هماتوم‌ زیرسخت‌شامه‌ وجود دارد. هماتوم‌ حاد زیرسخت‌شامه‌ در فاصله‌ کمی‌ پس‌ از آسیب‌ شدید به‌ سر ایجاد می‌گردد. هماتوم‌ مزمن‌ زیرسخت‌ شامه‌، عارضه‌ است‌ که‌ ممکن‌ است‌ هفته‌ها تا ماه‌ها پس‌ از آسیب‌ به‌ سر ایجاد شود. آسیب‌ ممکن‌ است‌ چنان‌ ضعیف‌ بوده‌ باشد که‌ بیمار آن‌ را به‌ خاطر نیاورد. علایم شایع در خونریزی زیر سخت شامه ، سردردهای راجعه که هر روز بدتر می شوند. خواب آلودگی ، گیجی ، تغییرات ذهنی یا منگی متغیر ، ضعف یا کرختی یک طرف بدن ، اختلالات بینایی ، استفراغ بدون تهوع ،مردمک هایی به اندازه متفاوت است.

و هماتوم‌ زیر سخت‌شامه‌ عبارت‌ است‌ از خونریزی‌ که‌ باعث‌ تجمع‌ خون‌ و لخته‌ (هماتوم‌) در زیر خارجی‌ترین‌ غشا از سه‌ غشای‌ پوشاننده‌ مغز می‌گردد. دو نوع‌ هماتوم‌ زیرسخت‌شامه‌ وجود دارد. هماتوم‌ حاد زیرسخت‌شامه‌ در فاصله‌ کمی‌ پس‌ از آسیب‌ شدید به‌ سر ایجاد می‌گردد. هماتوم‌ مزمن‌ زیرسخت‌ شامه‌، عارضه‌ است‌ که‌ ممکن‌ است‌ هفته‌ها تا ماه‌ها پس‌ از آسیب‌ به‌ سر ایجاد شود. آسیب‌ ممکن‌ است‌ چنان‌ ضعیف‌ بوده‌ باشد که‌ بیمار آن‌ را به‌ خاطر نیاورد. علایم شایع در خونریزی زیر سخت شامه ، سردردهای راجعه که هر روز بدتر می شوند. خواب آلودگی ، گیجی ، تغییرات ذهنی یا منگی متغیر ، ضعف یا کرختی یک طرف بدن ، اختلالات بینایی ، استفراغ بدون تهوع ،مردمک هایی به اندازه متفاوت است.

علائم و نشانه‌های سردرد میگرنی : میگرن نوعاً با سردردهای شدید خود محدود، و پی در پی ظاهر می‌شود که با علایم خودکارهمراه است. حدود 15-30% افراد مبتلا به میگرن تجربه درک اورا را دارند و کسانی که این علایم پیش درآمدی میگرن را دریافت می‌کنند نسبت به کسانی که فاقد این علایم هستند بیشتر مبتلا به میگرن می‌شوند .شدت درد، طول مدت سردرد و تناوب حمله‌ها در افراد مختلف متفاوت است.میگرنی که بیش از ۷۲ ساعت طول بکشد را در اصطلاح وضعیت میگرنی می‌نامند. برای میگرن چهار مرحله را می‌توان در نظر گرفت، البته افراد مبتلا به میگرن الزاماً همه این مراحل را تجربه نمی‌کنند.

1. پیش نشانه، که چند روز یا چند ساعت قبل از سردرد بروز می‌کند
2. اورا، که بلافاصله قبل از بروز سردرد ظاهر می‌شوند
3. مرحله درد، که به آن مرحله سردرد نیز گفته می‌شود
4. پس اثر، عوارض پس از پایان حمله میگرنی


ناهنجاری مغز و نخاع : ستون فقرات استخوانی از طناب نخاعی محافظت می کند. نخاع، پیام های عصبی را بین مغز و سایر قسمت های بدن منتقل می کند. این پیام ها باعث می شوند شما حرکت کنید و اجسام را حس کنید (حس لامسه). آسیب نخاع باعث توقف انتقال این پیام ها از پایین قسمتی که آسیب دیده، می شود. هر چقدر آسیب به مغز نزدیک تر باشد، قسمت بیشتری از بدن را تحت تأثیر قرار می دهد.آسیب نخاع از قسمت وسط پشت، معمولا پاها را فلج می کندو از ناحیه گردن، روی دست ها، قفسه سینه و پاها موثر است و آن ها را فلج می کند (فلج چهار دست و پا). آسیب نخاع می تواند کامل و یا ناقص باشد. در آسیب کامل نخاع، فرد هیچ حس و یا حرکتی در پایین سطح آسیب دیده نخواهد داشت (فلج دست و پاها و تنه)، ولی در آسیب ناقص نخاع، فرد هنوز کمی حس و یا حرکت در ناحیه آسیب دیده خواهد داشت.

عوامل صرع : صرع تنها یک بیماری نیست بلکه یک نشانه بیماری است که می‌تواند بر اثر اختلالات متعددی به وجود آید. تشنج‌ها خود به خود و بدون علت خاصی مانند بیماری شدید اتفاق می‌افتند. علت اصلی رخ دادن صرع می‌تواند عوامل ژنتیکی یا مشکلات ساختاری یا متابولیک باشد، این در حالی است که در ۶۰٪ موارد، علت آن نامشخص است . شرایط بیماری ژنتیکی، بیماری مادرزادی و اختلال رشد در افراد جوان شایع است، این در حالی است که تومور مغزی و سکته مغزی در افراد مسن رایج است. تشنج‌ها همچنین می‌توانند بر اثر مشکلات بهداشتی دیگر رخ دهند: اگر آن‌ها به علت خاصی مانند سکته، صدمه به سر، خوردن مواد سمی یا مشکلات متابولیک رخ دهند، به جای صرع به آن‌ها تشنج علامتی حاد گفته می‌شود و در دسته بندی بالاتر اختلالات مرتبط با تشنج قرار می‌گیرند . اکثر عوامل تشنج علامتی حاد باعث به وجود آمدن تشنج‌های بعدی می‌شوند که به آن‌ها صرع ثانویه گفته می‌شود.

این بیماری همان لرزش در وضعیت استراحت است که شیوع آن بیشتر در سنین پیری است اما در جوانان هم دیده می‌شود شیوع آن در تمام مناطق دنیا یکسان است یعنی درصد شیوع بیماری با تغییر در منطقه خیلی فرق نمی‌کند بطور کلی این بیماری بر اثر از بین رفتن سلول‌های ترشح کننده ماده‌ای به نام دوپامین (که یک انتقال دهنده عصبی) است رخ می‌دهد. افزایش نسبت استیل کولین به دوپامین در عقده های قاعده ای مغز موجب علائم ترمور، سفتی عضلات و کندی حرکات میشود.

علائم پارکینسون : پارکینسون بر اساس دو علامت یا بیشتر از چهار علامت اصلی بیماری مشخص می‌شود. ارتعاش و لرزش دست و پا در حالت استراحت، کندی حرکات، سختی و خشک شدن دست و پا و بدن و نداشتن تعادل این چهار علامت اصلی را تشکیل می‌دهند. در مراحل اولیه بیماری، ارتعاش اندام ملایم و معمولاً در یک طرف بدن وجود دارد و احتیاجی نیز به درمان ندارد اما با پیشرفت بیماری فردی که دست لرزان خود را در جیب یا پشت خود پنهان می‌کند یا چیزی را برای کنترل ارتعاش مدام در دست می‌گیرد، دیگر قادر به پنهان کردن لرزشهای شدید اندام به ویژه به هنگامی که می‌خواهد تمرکز بیشتری به خود دهد نیست. چهار علامت شایع بیماری ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت) آرام شدن حرکت (برادیکینسیا)، سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن ، تعادل بد (تعادل ضعیف) در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بیمار دیده شود، مخصوصاً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می‌شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند.

مننژیت التهاب پرده‌های محافظی می‌باشد که مغز و نخاع را پوشانده‌اند و بطور مشترک مننژ یا شامه گان نامیده می‌شوند. این التهاب ممکن است عامل ویروسی، باکتریایی، یا سایر ریزاندامگان داشته باشد، و در موارد کمتری در اثر تجویز داروهای خاصی به وجود آید. مننژیت می‌تواند به دلیل نزدیکی التهاب به مغز و نخاع، زندگی بیمار را به خطر اندازد: بنابراین این شرایط را تحت عنوان فوریت پزشکی دسته بندی می‌کنند. رایج‌ترین نشانه‌های مننژیت سردرد و خشکی گردن همراه با تب، گیجی یا هشیاری دگرگون شده، استفراغ، و ناتوانی در تحمل نور (نور هراسی)یا صداهای بلند(صدا هراسی)می‌باشد. معمولاً در کودکان فقط نشانه‌های غیراختصاصی مانند تحریک‌پذیری و خواب‌آلودگی مشاهده می‌شود. اگر ضایعهٔ پوستی مشاهده شود، ممکن است نشان دهندهٔ علت مشخصی برای مننژیت باشد: مثلاً، مننژیت در اثر باکتری مننگوکک ممکن است همراه با ضایعهٔ پوستی مشخصی باشد.

آبسه مغزی تجمع چرک ناشی از یک عفونت باکتریال در مغز یا خارجی‌ترین لایه از سه لایه غشایی است، که مغز و نخاع را می‌پوشانند.
علل آبسه مغزی : منشأ اولیه عفونت باکتریایی، که موجب بروز آبسه مغزی (اپی‌دورال) می‌شود را اغلب نمی‌توان یافت: ولی سه علت زیر، از شایع‌ترین آنها هستند:
• عفونتی که از جمجمه، به درون آن گسترش می‌یابد، مثلاً استئومیلیت(عفونت استخوان و مغز استخوان)، ماستوئیدیت(عفونت زایده ماستوئید در پشت گوش)، یا سینوزیت(عفونت سینوس‌ها).
• عفونتی که به دنبال شکستگی جمجمه آغاز می‌شود و گسترش می‌یابد.
• عفونتی که از سایر بخش‌های بدن که دچار عفونت شدند (مثلاً ریه‌ها، پوست، یا دریچه‌های قلب) و از راه خون گسترش می‌یابد.


بسیاری از این مشکلات در دوران جنینی رخ می‌دهند اما این اختلال می‌تواند در هر زمان دیگری طی ۲ سال اول زندگی، زمانی که مغز کودک همچنان در حال تکامل است رخ دهد. در بعضی از افراد با فلج مغزی بعلت کاهش سطح اکسیژن (هیپوکسی) بخش‌هایی از مغز آسیب دیده‌اند.

تومور مغزی رشد یک توده غیرطبیعی در مغز است که امکان دارد خوش‌خیم یا بدخیم باشد یا به عبارتی نوعی نئوپلاسم داخل‌جمجمه‌ای سخت و تو پُر، و یا یک تومور ، در داخل مغز و یا کانال مرکزی نخاع است. تومورهای مغزی، تمامی تومورهای داخل جمجمه و یا تومورهای درون کانال مرکزی نخاع را دربرمی گیرند. این تومورها، از طریق تقسیم سلولی کنترل نشده و غیر طبیعی ایجاد می‌شوند، و به طور معمول یا در خود مغز ، و یا در اعصاب جمجمه‌ای، پرده مغزی (مننژ)، جمجمه، هیپوفیز و غده صنوبری ایجاد می‌شوند. همچنین این تومورها می‌توانند حاصل گسترش بدخیمی‌هایی باشند که در درجه نخست سایر ارگان‌ها را درگیر کرده بوده‌اند، که در این حالت بدان متاستاز تومور گفته می‌شود. هرچند هرگونه تومور مغزی به خاطر ماهیت تهاجمی و منتشرشوندهٔ خود در فضای محدود جمجمه‌ای، به طور ذاتی، جدی و تهدیدکننده زندگی به‌شمار می‌رود اما تومورهای مغزی انواع همواره کشنده و مرگبار به شمار نمی‌آیند. تومورهای مغزی یا تومورهای داخل جمجمه‌ای می‌توانند ماهیت سرطانی (بدخیم) یا غیر سرطانی (خوش خیم) داشته باشند: با این حال، تعریف نئوپلاسم بدخیم یا خوش خیم در مغز، متفاوت از تعاریفی است که بطور معمول در دیگر انواع تومورهای سرطانی یا غیر سرطانی درگیرکنندهٔ سایر نقاط بدن مورد استفاده قرار می‌گیرند. میزان تهدیدکنندگی یک تومور، بستگی به ترکیبی از مجموعه عوامل مختلف، همچون: نوع تومور، محل و اندازه تومور و نحوهٔ گسترش و توسعه آن است. از آنجا که مغز به طور کامل توسط جمجمه پوشانیده شده‌است، تشخیص سریع و زودرس تومور مغزی، تنها در صورتیکه ابزار پاراکلینیکی و وسایل تشخیصی مناسبی که وضعیت حفره داخل جمجمه را به خوبی مشخص می‌سازند، در دسترس باشند و به سرعت به کار گرفته شوند. اما بطور معمول، تشخیص تومور مغزی، در مراحل پیشرفته بیماری و هنگامی رخ می‌دهد که وجود تومور موجب بروز علائم و نشانه‌های غیر قابل توضیحی در بیمار شده‌است.

انواع ناشنوایی :
ناشنوایی مادرزادی : به علت ناهنجاریهای وخیم گوش میانی یا داخلی که قابل برگشت نباشد.یا اگر عصب کوکلئر نباشد یا پیشرفت انهدامی و فساد در مراکز عصبی شنوایی در کار باشد که بطور جلوگیری‌ناپذیری همراه با لالی و گنگی است زیرا کودک با غریزه تقلیدی صحبت کردن را یاد می‌گیرد بطوریکه صداهای دیگران را بشنود.
ناشنوایی اکتسابی: دو نوع دارد. بنابر محل ابتلاء که محرومیت از شنوائی را تعیین می‌کند.
1. ناشنوایی انتقالی : بعلت ضایات مجرای گوش خارجی یا گوش میانی و عناصر آن.
2. ناشنوایی درکی : اگر درپی ضایعات دستگاه گوش داخلی کانال‌های نیمه حلقوی که شامل دستگاه درک یا راههای عصبی که از آنها عمل انتقال امواج صوتی به قشر مغز هدایت می‌گردند.

پارگی پرده صماخ : به ایجاد سوراخ ریز یا از بین رفتن پرده نازکی که مجرای گوش را از گوش میانی جدا می کند، پارگی پرده گوش می گویند. از آنجائیکه گوش میانی بوسیله شیپور استاش به بینی راه دارد و تعادل فشار در گوش میانی را بر قرار می کند. پارگی پرده گوش علاوه بر کاهش شنوائی، با ترشح گاهگاهی گوش همراه است. درد گوش خیلی شایع نیست.

عفونت گوش میانی : عفونت گوش میانی شایعترین بیماری دوران کودکی و یکی از اصلی‌ترین علل مراجعه خانواده به پزشک است. این بیماری به‌دنبال عفونت ویروسی دستگاه تنفسی فوقانی بروز می‌کند. عفونت ویروسی دستگاه تنفسی فوقانی باعث اختلال عملکرد شیپور استاش می‌شود و عفونت از طریق شیپور استاش بطرف گوش میانی پیشرفت می‌کند و باعث ایجاد بیماری التهاب گوش میانی می‌گردد.عفونت گوش میانی خطرناک تر از عفونت گوش بیرونی است، زیرا می تواند سبب پارگی پرده صماخ و کری گردد و یا اینکه عفونت حاصله به طرف گوش داخلی و مغز منتقل شود. علائم عفونت گوش میانی تب ولرز، درد شدید و ضرباندار در گوش به ویژه در شب ها، کاهش شنوایی و خروج ترشحات زرد یا متمایل به سیاه از گوش و پارگی پرده صماخ از علائم عفونت گوش میانی است. عفونت گوش میانی می تواند از راه عفونت گلو به گوش راه یابد و یا از راه خون (در سرخک، مخملک، تیفوس و عفونت خون) و یا از طریق دستکاری مجرای گوش بیرونی توسط فرد رخ دهد.

بیماری سرگیجه یا ورتیگو : احساسی که در طی آن فرد مبتلا احساس می‌کند که خود یا محیط اطراف او در حرکت است. سرگیجه ممکن است کاذب یا واقعی باشد. سرگیجه واقعی می‌تواند به علت مشکلات سیستم عصبی مرکزی مانند سکته مغزی یا گوش داخلی مانند نشانگان منییر باشد. سرگیجه دورانی یا واقعی حالتی است که فرد احساس می‌کند محیط اطرافش به دور سرش در حرکت یا چرخش است و یا اینکه محیط اطراف ثابت است امــا خودش در حال حرکت یا چرخش است. همین احساس حرکت یا چرخش است که سرگیجه واقعی را از سایر انواع) گیجی یا سبکی سر) متفاوت می‌کند. در سبکی سر بیمار احساس عدم تعادل می‌کند امـــا احساس حرکت وجود ندارد. بیمار می‌گوید سرم گیج رفت و یا چشمهایم سیاهی رفت.

بیماری حرکت : بیماری حرکت و یا بیماری سفر یک عارضه در حین مسافرت است که سیستم تعادلی گوش داخلی دچار تغییر می‌شود و عدم تطابق سیستم تعادلی گوش داخلی باعث ایجاد اقسام حفظ تعادلی بدن می‌شود. سرگیجه، تهوع و استفراغ و خستگی از نشانه‌های این بیماری حرکتی محسوب می‌شود. داروهایی مانند دیمن‌هیدرینات، سیناریزین و هیوسین در درمان این بیماری بکار می‌روند.

وزوز گوش : وزوز گوش عبارت است از شنیدن صدایی غیر طبیعی در گوش یا درک آن در مغز در غیاب صدای خارجی. صدا معمولاً به صورت زنگ می باشد. این حالت می‌تواند به صورت موقتی یا دائمی باشد. وزوز گوش به دو دسته تقسیم می شود: نوع ذهنی و نوع عینی . معمولاً وزوز گوش ذهنی است و صدا فقط توسط بیمار شنیده می شود. اگر وزوز گوش خفیف باشد در حالت آرامش شنیده می‌شود ولی اگر خیلی شدید باشد در شنوایی فرد تداخل به وجود می‌آورد و می‌تواند باعث اختلال فعالیت و خواب، عصبی‌شدن فرد و حتی خودکشی شود.

نابهنجاری شکست نور در چشم که به تار شدن تصویر تشکیل‌شده بر روی شبکیه منجر می‌شود ناسازبینی نامیده می‌شود. نابهنجاری شکستی چشم که به دلیل اشکال در دستگاه اپتیکی چشم روی می‌دهد باعث می‌شود که تصاویر به وضوح روی شبکیه متمرکز نمی‌شوند و در نتیجه دید فرد واضح نخواهد بود. عدسی و قرنیه چشم وظیفه دارند با ایجاد کوژی (تحدب) مناسب پرتوهای امواج نوری رسیده از اجسام بیرونی را شکسته و بر روی شبکیه (به ویژه ماکولا) متمرکز کنند (بیاندازند). به عبارت دیگر نقطه کانونی عدسی باید روی شبکیه باشد و تصویر آنجا تشکیل شود. حال اگر به هر دلیلی اینکار انجام نشود نابهنجاری شکستی چشم رخ می‌دهد. معروفترین نابهنجاری شکستی چشم چشم نزدیک‌بینی، دوربینی، آستیگماتیسم، و پیرچشمی هستند. ناسازبینی موجب تارشدن دید ما می‌شوند. شکل قرنیه، قدرت عدسی چشم و اندازه چشم عواملی هستند که مسئول واضح بودن تصاویر اشیا بر روی شبکیه می‌باشند. برای اینکه فردی بدون عینک بتواند بینایی کاملی داشته باشد لازم است تمامی این اجزا در تناسب با یکدیگر باشند. نابهنجاری شکست نور با واحدی بنام دیوپتر اندازه گیری می‌شود. دیوپتر نشان‌دهنده میزان نمره عینک بیمار است. هرچه میزان دوربینی یا نزدیک بینی بیشتر باشد، نسخه عینک نمره بالاتری دارد. درمان ناسازبینی اغلب با عینک طبی، لنز تماسی یا جراحی می‌باشد.

نزدیک بینی : نزدیک‌بینی یکی از عیوب انکساری چشم به معنی این است که چشم بیمار نوشته‌ها و علامتها را در فاصله نزدیک تشخیص می‌دهد ولی در فاصله دور (نسبت به افراد سالم) نمی‌تواند تشخیص دهد. آسیایی‌ها و زنان بیشتر دچار نزدیک بینی می‌شوند. بیش از ۳۰٪ افراد جهان دچار درجاتی از نزدیک بینی هستند. نزدیک بینی اغلب به دلیل زیاد بودن تحدب قرنیه چشم و بزرگتر بودن طول کرهٔ چشم نسبت به حالت عادی بوده که نقطه کانونی عدسی روی شبکیه قرار نمی‌گیرد و در جلوی آن تشکیل می‌شود. افراد نزدیک بین فقط وقتی تصویر جسمی را واضح می بینند که جسم به چشم آن ها نزدیک باشد.آن ها باید از عدسی واگرا (مقعر) در عینک خود استفاده کنند. این بیماری ارثی است ولی به عوامل دیگری بجز ژن نیز بستگی دارد. معمولاً در دوران کودکی ظاهر می‌شود و پس از ایجاد با رشد بدن و چشم منجر به افزایش طول چشم می‌شود، شدت آن افزایش یافته و شماره عینک بالاتر می‌رود.[۱] اصلاح دید با عدسی مقعر یا واگرا است. گاه از لنز تماسی نیز استفاده می‌شود. درمان توسط جراحی با لیزر است. عینک افراد نزدیک‌بین شمارهٔ منفی دارد و هرچه چشم ضعیف‌تر باشد شماره بالاتر خواهد بود.

نزدیک بینی : نزدیک‌بینی یکی از عیوب انکساری چشم به معنی این است که چشم بیمار نوشته‌ها و علامتها را در فاصله نزدیک تشخیص می‌دهد ولی در فاصله دور (نسبت به افراد سالم) نمی‌تواند تشخیص دهد. آسیایی‌ها و زنان بیشتر دچار نزدیک بینی می‌شوند. بیش از ۳۰٪ افراد جهان دچار درجاتی از نزدیک بینی هستند. نزدیک بینی اغلب به دلیل زیاد بودن تحدب قرنیه چشم و بزرگتر بودن طول کرهٔ چشم نسبت به حالت عادی بوده که نقطه کانونی عدسی روی شبکیه قرار نمی‌گیرد و در جلوی آن تشکیل می‌شود. افراد نزدیک بین فقط وقتی تصویر جسمی را واضح می بینند که جسم به چشم آن ها نزدیک باشد.آن ها باید از عدسی واگرا (مقعر) در عینک خود استفاده کنند. این بیماری ارثی است ولی به عوامل دیگری بجز ژن نیز بستگی دارد. معمولاً در دوران کودکی ظاهر می‌شود و پس از ایجاد با رشد بدن و چشم منجر به افزایش طول چشم می‌شود، شدت آن افزایش یافته و شماره عینک بالاتر می‌رود.[۱] اصلاح دید با عدسی مقعر یا واگرا است. گاه از لنز تماسی نیز استفاده می‌شود. درمان توسط جراحی با لیزر است. عینک افراد نزدیک‌بین شمارهٔ منفی دارد و هرچه چشم ضعیف‌تر باشد شماره بالاتر خواهد بود. دوربینی : یکی از عیوب انکساری چشم و به معنی این است که چشم بیمار در دیدن اشیای نزدیک دچار اشکال باشد. حدود ۲۵٪ افراد جامعه دچار این مشکل می‌شوند و این افراد اشیا دور را بهتر از اشیا نزدیک میبینند. دوربینی اغلب به دلیل کم بودن تحدب قرنیه چشم یا کوچکتر بودن کرهٔ چشم این افراد نسل به حالت عادی بوده که نقطه کانونی عدسی روی شبکیه قرار نمی‌گیرد و در پشت آن تشکیل می‌شود.وفرد مجبوراست سرش را از اجسام دور کرده تا تصویر روی شبکیه بیفتد شیوع دوربینی از نزدیک‌بینی کمتر است. دوربینی در اغلب موارد ارثی است. در دوران سالمندی ما بیماری پیرچشمی را داریم که در بعضی موارد با دوربینی اشتباه گرفته می‌شود ولی پیرچشمی هم توانایی دید نزدیک و هم دید دور مختل می‌شود. پیرچشمی به علت کاهش دامنه تطابق در نتیجه تغییرات ناشی از پیری در عدسی چشم رخ می‌دهد. بسیاری از بچه‌ها با دوربینی متولد می‌شوند و بعضی آن را مدتی پس از تولد دچار می‌شوند.

آستیگماتیسم : آستیگماتیسم یکی از شایع‌ترین مشکلات اپتیکی چشم است، و معمولاً علت آن نامنظمی شکل و انحنای قرنیه‌ است. گاهی نیز علت آن نامنظمی شکل و انحنای لنز که در پشت عنبیه قرار دارد است. آستیگماتیسم حالتی است که چند تا از دیوپترهای چشم کرویت خود را از دست داده‌است. اگر چشم را به عنوان یک عدسی کروی در نظر بگیریم. هرگاه این عدسی از حالت کروی خارج شود و به سمت حالت بیضوی برود (شبیه خربزه). در این صورت دارای دو کانون خطی به جای یک کانون نقطه‌ایی خواهد بود. در نتیجه تصاویر بدلیل انکسار نامساوی در قسمت‌های مختلف قرنیه کاملا بر روی شبکیه متمرکز نمی‌شوند و تصاویر چه دور و چه نزدیک تار می‌شوند. بنابراین افرادیکه دچار درجات بالایی از آستیگماتیسم هستند نه تنها همانند افراد نزدیک‌بین اشیای دور را تار می‌بینند، بلکه اشیای نزدیک را هم تار می‌بینند.

نابینایی : نابینایی یا کوری وضعیتی است که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد و علت آن عوامل فیزیولوژیکی یا عوامل عصبی است. سازمان بهداشت جهانی حدس می‌زند در حال حاضر ۳۵ میلیون نابینا در جهان زندگی می‌کند که ۹۰ درصد از آنها در کشورهای در حال توسعه و بیشتر در آسیا و آفریقا می‌باشد که بیشتر در مناطق محروم و روستایی زندگی می‌کنند. خطر نابینایی در بسیاری از این مناطق بیشتر از کشورهای صنعتی توسعه یافته اروپا و آمریکا می‌باشند. در ۶ ژانویه ۲۰۱۳ محققین بریتانیایی موفق به معالجه موش‌های نابینا شدند. آنها این عمل را با تزریق سلول‌های حساس به نور انجام دادند. پیرو آزمایش‌های بیشتر، این پژوهش می‌تواند موجبات بهبود بیمارانی که از رنگدانه‌ای شدن شبکیه چشم رنج می‌برند را حاصل نماید.

آب‌سیاه یا گلوکوما اصطلاحی برای توصیف گروهی از اختلالات چشمی با علت‌های متفاوت ولی اثری بالینی و مشترک بر روی چشم و بینایی٬ وابسته به فشار نوروپاتی‌است. این مشکل می‌تواند به بینایی چشم مبتلا بصورت ماندگار آسیب برساند و درصورت عدم درمان حتی منجر به کوری شود. بزبانی ساده‌ علت آن افزایش شدید فشار زلالیه یا همان مایع درون چشم است.[۲] به‌طور کلی اشکال در خروج این مایع از منافذ بسیار کوچکی در پیرامون عنبیه (دایره رنگی چشم) است. در برخی موارد بطور مادرزادی منافذ تنگ هستند. در موارد دیگر جلو آمدن عنبیه یا مسدود شدن این منافذ با رنگدانه‌های عنبیه یا یاخته‌های خون پس از خونریزی داخل چشم مسیر تخلیه مایع داخل چشم تقریباً مسدود می‌شود. گلوکوم را دزد بینایی نیز نامیده‌اند و دلیلش اینست که تمامی اثرات و سمپتوم‌های آن بسیار آرام و در طول سالیان بروز کرده بطوریکه درک و تشخیص آن توسط فرد مشکل است و گلوکوم جنرال پس از آب‌مروارید دومین دلیل کاهش بینایی در جهان است.

آب مروارید یا cataract نوعی بیماری چشم با دلایل گوناگون است که با تار شدن عدسی چشم آغاز شده و با افزایش تیرگی و کدر شدن عدسی، بینایی چشم مختل می شود. خوشبختانه بیماری چشمی آب مروارید در بیشتر موارد در زمانی که به آن " زمان رسیدن " می گویند با جراحی ساده ای برطرف می شود. از علامت های آب مروارید می توان به موارد زیر اشاره نمود:
• دو بینی اشیاء
• تار دیدن که معمولا در نور روشن بیشتر این اتفاق می افتد.معمولا این حالت برای اولین بار شب ها هنگام دیدن نوز ماشین ها به صورت هاله اتفاق می افتد.

• کدر شدن و به رنگ سفید شیری در آمدن مردمک ها 

۱۱:۳۹۲۹
ارديبهشت

مغز انسان مرکز دستگاه عصبی است. دستگاه عصبی مرکزی در درون حفاظی استخوانی به نام جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته و شامل مغز و نخاع می‌باشد. سیستم اعصاب مرکزی در زبان عام به دو قسمت با نام‌های مادهٔ سفید و مادهٔ خاکستری تقسیم می‌شود. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام در عین ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارای کارها و وظائف گوناگونی هستند.مغز انسان از دید ساختار٬ همانند مغز دیگر پستان‌داران است ولی کورتکس آن در مقایسه با دیگر پستانداران دارای گسترش و پیشرفت بسیار زیادی‌است. جانوران بزرگی مانند نهنگ‌ها و فیل‌ها در اندازه‌گیری مطلق دارای مغزی بزرگ‌تر هستند، اما زمانی که اندازه‌گیری با استفاده از ضریب مغزی و پس از جبران اندازه و جثه بدن انجام گیرد، این مغز انسان است که تقریباً دو برابر مغز دلفین پوزه‌بطری، و سه برابر مغز یک شامپانزه خواهد بود.

حس بویایی، نوعی حس شیمیایی است که همراه با چشایی در تشخیص طعم و مزه غذاها شرکت می‌کند و به وسیله آن، واکنش‌های مختلف رفتاری سازمان داده می‌شود. انسان قادر است انواع مختلف بوها را از یکدیگر تشخیص دهد، با وجود این، توانایی حس بویایی انسان در مقایسه با سایر حیوانات چشمگیر نیست. از طرفی بویایی، ناشناخته‌ترین حس‌ها نزد انسان است و این مساله به‌طور عمده ناشی از این واقعیت است که احساس بویایی، پدیده‌ای ذهنی است و به سادگی در حیوانات پست‌تر قابل مطالعه نیست.

ساختمان بافت پوششی بویایی : بینی، همان بافت‌ پوششی بویایی است که از دو قسمت تشکیل شده است: یکی بینی خارجی و دیگری حفره بینی. قسمت اول حفره بینی، دهلیز نام دارد و بخش عقبی آن را مجرا می‌نامند. حفره بینی توسط تیغه بینی که در عقب استخوانی و در جلو غضروفی است به دو حفره تقسیم شده است. در انتهای مجرای بینی، سوراخی است که مجرای بینی – اشکی به آن باز می‌شود. حفره بینی توسط مخاط پرعروقی پوشیده شده است. موهای مخصوصی در دهلیز بینی وجود دارند که همراه با مایعی موکوسی و چسبناک که از سلول‌های مخاطی تراوش می‌شود، عمل تصفیه هوا را انجام می‌دهند. مخاطی که روی شاخک فوقانی و ناحیه مجاور آن از تیغه بینی را می‌پوشاند، خرمایی‌رنگ و حاوی نورون‌های بویایی است و مخاط بویایی نام دارد.

حس لامسه به گیرنده های لمس وابسته است که روی سطح پوست پراکنده شده‌اند. مجموعاً حدود شش صد هزار نقطه‌ی حساس به لمس وجود دارد که ١٥٠٠٠ عدد از آن‌ها در سطح داخلی هر دست متمرکز شده‌اند. برای یک شخص نابینا، حس لامسه به عنوان بینایی عمل می‌کند. پوست بزرگ ترین اندام حسی بدن است. پوست از تعداد زیادی گیرنده‌ی اختصاصی و پایانه‌ی عصبی تشکیل شده‌است. این گیرنده‌ها و پایانه‌های عصبی مسؤول گرفتن تحریکات لمس، فشار، درد و گرما هستند. گیرنده هایی به نام بن پاچینی، در ناحیه بین روپوست و جلد قرار دارد و حس فشار را دریافت می‌کند. هم چنین گیرنده های دیگری در پوست وجود دارد که عبارتند از: بن مایسنر (گیرنده لمس)، بن رافینی (گیرنده گرما)، بن کراوز (گیرنده سرما) و پایانه آزاد عصبی (گیرنده درد).

حس چشایی، یک حس شیمیایی محسوب می‌شود که جزء اولین دستگاه‌های حسی انسان به‌شمار می‌آید. چشایی به‌طور عمده حاصل عمل یک جوانه چشایی در دهان است. اما همه ما این تجربه را داریم که حس بویایی هم، در درک چشایی سهم بسزایی دارد. علاوه بر این، قوام غذا که به وسیله حس‌های لامسه دهان کشف می‌شود و نیز وجود موادی از قبیل فلفل در غذا که انتهاهای درد را تحریک می‌کنند، به میزان زیادی تجربه چشایی را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. اهمیت حس چشایی در این حقیقت نهفته است که این حس به فرد اجازه می‌دهد تا غذایش را طبق میل خود و گاهی طبق نیازهای متابولیک بافت‌ها به مواد مغذی ویژه انتخاب کند.

این حس که از جهتی مهم ترین حس در میان حواس حیوان و انسان محسوب می شود به منظور درک اشیایی که با بدن تماس نداشته و دورند ، خلق شده است ونیز درک جهت را دارد . البته این حس ، محدودیت هایی هم دارد چنان که پشت دیوار و آن چه را مستور است احساس نمی کند و خطرات آن ها با حواس دیگرادراک می شود .

ساختمان چشم : چشم های ما ساختمان مخصوصی دارند. در داخل چشم، سلول های عصبی ویژه ای وجود دارد که در مقابل نور حساس اند. این سلول ها به مخ پیام می فرستند و موجب می شوند که ما رنگ، نور و شکل اشیا را بینیم. اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آن جا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند. عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند. سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آن جا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند.

شبکیه : شبکیه لایه ای از بافت عصبی است که در قسمت خلفی و طرفی چشم قرار دارد. شبکیه از نظر سلولی لایه های زیادی دارد که در آن سه لایه مهم ترند: 1) سلول های گیرنده نور که همان سلول های استوانه ای و مخروطی هستند که رنگدانه دارند و در مقابل نور واکنش نشان می دهند. 2) سلول های دو قطبی. 3) سلول های گانگلیونیک. در شبکیه دو نوع یاختهٔ گیرنده نور وجود دارند که به‌دلیل شکل خاصشان میله و مخروط نامیده می‌شوند. هریک از این دو نوع گیرنده برای مقصود خاصی تخصص یافته است. میله‌ها برای دید شب ساخته شده‌اند. این یاخته‌ها در نور کم عمل می‌کنند و احساس‌های فاقد رنگ را سبب می‌شوند. مخروط‌ها برای نور روز مناسب‌تر هستند. این یاخته‌ها به نورهای شدید پاسخ می‌دهند و موجب احساس رنگ می‌شوند. میله‌ها و مخروط‌ها حاوی مواد شیمیایی خاصی به‌نام رنگدانهٔ نوری هستند که نور را جذب می‌کنند. قسمتی از شبکیه که عصب بینایی را می سازد، سلول های گیرنده بینایی ندارد و به آن نقطه کور می گویند. هم چنین به دلیل این که این قسمت برآمده است آن را پاپیلای عصب بینایی نیز می نامند. شبکیه چشم ما بعد از دریافت نور و پردازش تحریکات نورانی بصورت امواج الکتریکی و سپس ارسال آن توسط عصب بینایی بسمت مغز، منجر به همان چیزی می‌شود که ما به دیدن تعبیر می‌کنیم.

مراحل بینایی : هر نقطه‌ای از شیء پرتوهای نور را در همهٔ جهات می‌فرستد اما فقط برخی از این پرتوها به چشم وارد می‌شوند. پرتوهای برخاسته از یک نقطهٔ شیء، از نقاط مختلف عدسی عبور می‌کنند. برای اینکه تصویر روشنی تشکیل شود باید این پرتوهای مختلف در نقطهٔ واحدی در شبکیه به‌هم برسند (همگرایی). برای هر نقطهٔ شیء، نقطهٔ متناظری در تصویر تشکیل شده بر شبکیه وجود دارد. توجه کنید که تصویر شبکیه وارونه و معمولاً بسیار کوچکتر از خود شیء است. قبل از ورود نور به عدسی، نور در قرنیه شکست می یابد.بیشترین انکسار پرتوهای نور در قرنیه روی می‌دهد. قرنیه عروق خونی ندارد چون برای عبور نور باید شفاف باشد و بنابراین از طریق انتشار تغذیه می شود. عدسی و قرنیه چشم وظیفه دارند با ایجاد تحدب مناسب شعاعهای امواج نوری رسیده از اجسام خارجی را شکسته و بر روی شبکیه (به خصوص ماکولا) متمرکز کنند (بیندازند). به عبارت دیگر نقطه کانونی عدسی باید روی شبکیه باشد و تصویر آنجا تشکیل شود. حال اگر به هر دلیلی اینکار انجام نشود ما یک عیب انکساری چشم داریم. مردمک که سومین بخش دستگاه تشکیل تصویر است، روزنه‌ای مدور است که قطر آن در پاسخ به مقدار نور تغییر می‌کند. اندازهٔ مردمک در نور ضعیف به حداکثر و در نور درخشان به حداقل می‌رسد و از این طریق نور کافی برای حفظ کیفیت تصویر در سطوح مختلف نور تأمین می‌شود. عضلات کره چشم باعث حرکت کره چشم می شوند. کره چشم می تواند بدون جابه جایی طول محورهای عرضی، عمودی و جلویی- عقبی حرکت کند. هر یک از عضلات کره چشم مخصوص نوعی از حرکت هستند. مثلاً نوعی از آن ها باعث حرکت چشم به بالا و داخل می شود، نوع دیگر باعث حرکت به پایین و داخل، نوعی باعث حرکت چشم به داخل و نوعی دیگر باعث حرکت آن به خارج می شود، نوعی باعث چرخاندن چشم می شود.

عصب حرکتی چشمی : زوج سوم از اعصاب مغزی که فقط حرکتی است.این عصب به بسیاری از عضلات چشم عصب دهی می کند. رشته‌های پاراسمپاتیکی جهت تنگ کردن مردمک نیز ازطریق عصب سوم مغز انتقال می یابد.سومین عصب مغزی دو هسته در مغز میانی دارد: هسته حرکتی چشمی، جهت عضلات چشم و هسته ادینگر-وستفال جهت انقباض مردمک

گوشهای ما مسئول دو حس حیاتی اما کاملا متفاوت هستند: شنوایی و تعادل. صداهای تشخیص داده شده از طریق گوشها ، اطلاعات اساسی را درباره محیط خارجی به ما می‌دهند و به ما اجازه می‌دهند با روشهای پیچیده‌ای چون گفتار و موسیقی ارتباط برقرار کنیم. علاوه بر این گوشها در حس تعادل ما نیز سهم دارند. درک ناخود آگاه وضعیت بدن در فضا به ما اجازه می‌دهد تا بایستیم و حرکت کنیم بدون آنکه زمین بخوریم. گوش دارای اندامهای مجزای شنوایی و تعادل است که صداهای دنیای اطرافمان و اطلاعات درونی درباره وضعیت و حرکتمان را تشخیص می‌دهد. ساختمانهای حسی داخل گوش ، اشکال متفاوت اطلاعات را به صورت ایمپالسهای عصبی برگردانده تا از طریق اعصاب به قسمتهای مختلف مغز ، جایی که اطلاعات تجزیه و تحلیل می‌شوند، فرستاده شوند. توانایی ما در تفسیر اصوات و استفاده از اطلاعات ، درباره تعادل در زمان نوزادی و کودکی شکل می‌گیرد.

ساختمان گوش : گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. امواج صوتی مراحل مختلفی را درون گوش طی می‌کنند تا به اعصاب شنوایی تبدیل شوند. هر کدام از اجزای گوش درونی را این امواج تاثیر گذاشته (تقویت، جمع آوری ، تغییر فرکانس ، انتقال و...) و به اعصاب شنوایی می‌رسند. ساختمان گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است.

گوش میانی : گوش میانی امواج را تقویت و منتقل می‌کند. گوش میانی در حفره استخوانی موسوم به صندوق تمپان قرار دارد و بوسیله شیپور استاش به حلق می‌رسد. ارتعاشات هوا که از گوش خارجی به پرده صماخ می‌رسد بوسیله چهار استخوان کوچک که یکی پس از دیگری متکی بهم مفصل شده است، به گوش داخلی منتقل می‌گردد. این چهار استخوان بر حسب شکلی که دارند شامل چکشی ، سندانی ، عدسی و رکابی است. وظیفه آنها کم کردن دامنه ارتعاشات و در نتیجه افزایش تغییرات فشار است.

گوش داخلی : گوش داخلی امواج منتقل شده از گوش میانی را دریافت و آن را به امواج شنوایی تبدیل می‌کند. گوش داخلی اصلی‌ترین قسمت گوش است و از چندین قسمت تشکیل شده است.

مجاری نیم حلقوی : در ساختمان گوش سه مجرای نیم حلقوی واقع شده است که برای حفظ تعادل بدن در فضا بکار می‌رود و در امر شنیدن تاثیر ندارد.

کیسه اوتریکول و ساکول : مجاری نیم حلقوی بالای کیسه‌ای بنام اوتریکول قرار گرفته‌اند (Utricule) ، که بوسیله مجرایی به یک کیسه کوچکتر مرسوم به ساکول (Saccule) وصل می‌شود.

شروع پیدایش حس شنوایی : یک سر میله روی غشا بازیلر تکیه داشته و سر دیگر آن آزاد است. لذا هر میله می‌تواند در داخل آندولنف (مایع مجرای حلزونی) حرکت آزاد داشته باشد. روی دو طرف تونل کورتی سلولهای مژه‌دار شنوایی قرار دارند که انشعابات نهایی عصب شنوایی به آنها منتهی می‌گردد، و می‌توان شروع حس شنوایی را از این ناحیه دانست.

حس تعادل : توانایی ایستادن صاف و راه رفتن بدون آنکه بیفتیم به حس تعادل ما بستگی دارد. ساختمانهایی در گوش داخلی مثل دستگاه وسیتبولار (دهلیزی) شناخته شده‌اند که با تعیین وضعیت و حرکت سر در ایجاد تعادل نقش دارند. دستگاه وستیبولار از سه مجرای نیم دایره و دو دهلیز ساخته شده است. حرکت سر بوسیله سلولهای مویی در ساختمانهایی در مجاری نیم دایره که کریستا (cristae) نامیده می‌شوند و دو ساختمان در دهلیز که ماکولا (maculae) نامیده می‌شوند تشخیص داده می‌شود. حرکات چرخشی سر بوسیله کریستا که در مجاری نیم دایره قرار دارند تشخیص داده می‌شوند. بنابراین حرکت سر در هر جهتی بوسیله حداقل یک مجرا تشخیص داده می‌شود. این اطلاعات باعث حفظ تعادل و ثبات بینایی هنگام حرکت سر می‌شود. 

۱۱:۳۲۲۹
ارديبهشت

حافظه یا یادسپاری استعدادی است ذهنی برای ذخیره، حفظ و به یاد آوردن اطلاعات و تجربیات. پایه آن تشکیل ارتباطات موقتی قوی و کافی در قشر مغزی می‌باشد. حافظه دارای سه مرحله است: « رمزگردانی » ، « ذخیره سازی » و « بازیابی »
1. رمزگردانی (Encoding) : سپردن به حافظه
2. ذخیره سازی (Storage) : نگهداری در حافظه
3. بازیابی (Retrieval) : فراخوانی از حافظه

نواحی حرکتی قشر مخ : سه ناحیه حرکتى در قشر مغز, روى کنترل حرکتى اثر می گذراند که عبارتند از: ناحیه حرکتى اولیه، ناحیه پیش حرکتى(ناحیه حرکتى ثانویه) و ناحیه حرکتى تکمیلى (SMA)

ناحیه حرکتى اولیه : تحریک قشر حرکتى اولیه عمدتا موجب انقباض عضلات اسکلتى طرف مقابل می شود. ارتباط نقطه به نقطه بین مناطق بدن و قشر اولیه اى که آن را کنترل می کند وجود دارد که به آن سازمان بندى Somatotopic می گویند. شکل بدن روى قشر حرکتى اولیه به صورت انسان وارونه اى که همونکولوس حرکتى نامیده می شود،می باشد که در آن سر در بالاى شیار سیلویوس و ناحیه ران و کفل در جلوى شیار رولاندو تصویر می شود.

ناحیه پیش حرکتى : این ناحیه در قدام ناحیه حرکتى اولیه قرار گرفته و معادل ناحیه 6 برودمن است به جزء اینکه سلولهاى درشت Betz در آن وجود ندارد. رشته هاى وابران از آن به قشر حرکتى اولیه و سایر قسمت هاى ساختمان هاى زیر قشرى می روند. فیبرهاى ناحیه پیش حرکتى عمدتا مربوط به کنترل حرکات مهارتى هستند، یعنى این فیبرها ناحیه حرکتى اولیه را کنترل می کنند.

ناحیه حرکتى تکمیلى : ناحیه حرکتى تکمیلى(SMA)در طرف داخلى نیمکره هاى مخ در ناحیه 6 قرار گرفته است. تحریک الکتریکى در این ناحیه برخلاف ناحیه حرکتى اولیه موجب انقباض عضلانى در دو طرف بدن می شود. ضایعات یک طرفه منجر به اختلال شدید فعالیت حرکتى خود به خودى (غیرارادى) و عمدتا در طرف مقابل، اختلال در سهولت تکلم و هماهنگى دستها می شود. ضایعات دو طرفه موجب آکینزى و موتیسم (از دست دادن تکلم) طویل المدت می گردند. 

از نظر علمی حافظه را می‌توان به دو بخش «حافظه بلند مدت و حافظه کوتاه مدت تقسیم نمود. در موقعیت‌هایی که نگهداری و ذخیره سازی مطالب برای چند ثانیه مطرح است،(اغلب کمتر از ۳۰ ثانیه) در مقایسه باموقعیت‌هایی که مستلزم نگهداری مطالب برای مدت طولانی تری است،(از چند دقیقه تا چندین سال) نوع حافظه فرق می‌کند. گفته می‌شود موقعیت‌های نخست با حافظه کوتاه مدت و موقعیت‌های دوم با حافظه بلند مدت مرتبط می‌شود.

حافظه حسی : حافظه حسی توانایی ضبط درک احساس از طریق حواس می‌باشد. خاطرات حسی به عنوان ذخیره گاهی از محرک‌های حسی عمل می‌کنند. یک یادبود حسی یک کپی برابر اصل از آنچه دیده یا شنیده می‌شود را اندوخته می‌کند: حافظه بینایی برای حس بینایی، حافظه شنوایی برای شنوایی و حافظه تماسی برای حس بساوایی بهره گیری می‌شود. اطلاعات از حافظه حسی به حافظه کوتاه مدت منتقل می‌شود. محققان بر این باورند که حافظه حسی تنها ۲۰۰–۵۰۰ میلی ثانیه دوام دارد و گنجایش نامحدودی دارد. اینکه چه اطلاعاتی از حافظه حسی به کوتاه مدت منتقل می‌شوند، بدست فرایند توجه انتخابی تعیین می‌گردد.

۱۱:۲۸۲۹
ارديبهشت

عصب محیطی : دستگاه عصبی پیرامونی یا سامانهٔ عصبی محیطی (PNS) بخشی از دستگاه عصبی است که خارج از مغز و نخاع قرار دارد. دستگاه عصبی پیرامونی به دو بخش سامانه عصبی خودگردان (خودمختار) و سامانه عصبی سوماتیک (ارادی) تقسیم می‌شود. دستگاه عصبی پیرامونی دربرگیرنده ۱۲ جفت عصب مغزی و ۳۱ جفت عصب نخاعی و گره‌های عصبی متعدد است. دستگاه عصبی پیرامونی شبکه گسترده‌ای از رشته‌های عصبی نخاعی و مغزی است که به مغز و نخاع متصل می‌باشند. این دستگاه دربرگیرنده سامانه عصبی پیکری (سوماتیک)، سامانه عصبی خودگردان و گیرنده‌های حسی است که به پردازش تغییرات پیرامون درونی و بیگانه کمک می‌کنند. این اطلاعات از طریق رشته‌های عصبی حسی درونی به رشته‌های عصبی مرکزی گسیل می‌شود. سامانه عصبی خودگردان (رشته‌های عصبی خودمختار سمپاتیک، پاراسمپاتیک و احشایی) کنترل غیرارادی اندام‌های درونی، رگ‌ها، ماهیچه‌های قلبی و ماهیچه‌های صاف را بر دوش دارند. رشته‌های عصبی سوماتیک (پیکری) حس و حرکت ارادی پوست، استخوان‌ها، مفصل‌ها و ماهیچه‌های استخوانی را بر عهده دارند. دستگاه عصبی پیرامونی مسیر ارتباطی بین دستگاه عصبی مرکزی و بقیه بدن می‌باشد که با تحریکات عصبی فعالیت‌های بدن را تنظیم می‌کند.

عصب بویایی : اولین زوج از میان دوازده زوج عصب مغزیاست.این عصب جزیی از دستگاه بویاییاست.عصب بویایی فاقد هسته بوده و مسیر کوتاهی در دستگاه عصبی مرکزی دارد.عصب بویایی همانند عصب بینایی و برخلاف سایر اعصاب مغزی، جزو دستگاه عصبی مرکزی محسوب می شود.گیرنده‌های حسی بویایی در غشاء مخاط بویایی که یک ناحیه اختصاصی به وسعت 5/2 سانتی متردر هر غشاء مخاط بینی است، قرار دارند. این گیرنده‌ها به رایحه‌های مختلف، پاسخ‌های گوناگون می دهند. پیام‌های بویایی برخلاف اطلاعات حسی دیگر از تالاموس عبور نمی‌کنند.

عصب بینایی : دومین زوج از اعصاب مغزی است. از دیدگاه بافت شناسی، لایه هشتم شبکیه معادل لایه سلول‌های گانگلیون است. لایه سلول‌های گانگلیونی، حاوی جسم سلولی سلول‌های گانگلیونی است.آکسون این سلول‌ها که در لایه نهم شبکیه قرار دارند، عصب بینایی یا عصب اپتیک را می‌سارند.

عصب حرکتی چشمی :زوج سوم از اعصاب مغزی که فقط حرکتی است.این عصب به بسیاری از عضلات چشم عصب دهی می کند. رشته‌های پاراسمپاتیکی جهت تنگ کردن مردمک نیز ازطریق عصب سوم مغز انتقال می یابد.سومین عصب مغزی دو هسته در مغز میانی دارد: هسته حرکتی چشمی، جهت عضلات چشم و هسته ادینگر-وستفال جهت انقباض مردمک

عصب سه‌قُلو : عصب پنجم جمجمه‌ای یا عصب سه شاخه : یک عصب مغزی با ریشه‌های حسی و حرکتی است که زوج پنجم مغزی را تشکیل می‌دهد. این عصب دارای چهار هسته بوده که در اعمال حسی یا حرکتی شرکت می‌کنند. ماهیچه‌های مربوط به جویدن از طریق زوج پنجم عصب دهی می‌گردند. عصب سه شاخه، حس پوست صورت و دندان‌ها را ایجاد می‌کند. اطلاعات حسی رسیده از صورت و بدن توسط گذرگاه‌های موازی در دستگاه عصبی مرکزی پردازش می‌شود.عصب سه‌قلو به‌عنوان یک ریشه عصبی حرکتی و حسی از رویه جانبی پل مغزی بیرون می‌آید، سپس غده‌مانند می‌شود و به‌صورت گره درمی‌آید، این گره عصبی را عقده (گانگلیون) سه‌قلو می‌نامند. از این گره سه شاخه عصبی به‌نام‌های عصب چشمی (افتالمیک)، عصب آرواره‌ای پایینی (ماندیبولار)، عصب آرواره‌ای بالایی (ماگزیلار) خارج می‌شود و به صورت، دندان‌ها، دهان، حفره بینی، ماهیچه‌های جوشی عصب می‌دهد.

عصب چهره‌ای یا صورت : هفتمین زوج از میان اعصاب مغزی بوده که یک عصب محیطی مختلط(حسی-حرکتی-ترشحی)محسوب می‌شود. عصب چهره‌ای، یک شاخه حرکتی بزرگ و شاخه حسی کوچکتر دارد .این عصب نسبت به اعصاب مغزی دیگر، بیشتر دچار آسیب می‌گردد.فلج بل(فلج اعصاب صورت) به علت آسیب عصب هفتم ایجاد می‌شود.

عصب زبانی حلقی : این عصب، زوج نهم از میان دوازده جفت عصب مغزی بوده که دارای اعمال حسی و حرکتی است.عصب نهم ازنظر حسی، یک سوم پشتی زبان، مخاط حلق، شیپور استاش، لوزه‌ها و پرده صماخرا عصب دهی می کند.فیبرهای حرکتی از این عصب مغزی به نواحی کام نرم و گلو فرستاده می شود. هسته‌های زوج نهم در پیاز نخاع قرار دارند که عبارتنداز: هسته راه منزوی(جهت حس چشایی و عمومی) , هسته آمبیگوس, هسته سالیواتوری تحتانی. عصب زبانی حلقی همانند عصب حرکتی چشمی(زوج سوم)، عصب چهره ای(زوج هفتم) و عصب واگ(زوج دهم( حاوی فیبرهای پاراسمپاتیک است. فیبرهای پاراسمپاتیک زوج نهم به غده بناگوشی می روند.

عصب زیرزبانی :این عصب، زوج دوازده مغزی است که فقط عملکرد حرکتی دارد.عصب زیرزبانی از هسته هیپوگلوسال در پیاز نخاع مبدا می گیرد و عضلات داخلی و خارجی زبان را عصب رسانی می کند.

عصب واگیا واگوس(پنوموگاستریک) : طولانی ترین عصب مغزی و دهمین زوج اعصاب مغزی از ۱۲ جفت عصب مغز است که در بلعیدن غذا، صحبت کردن، فعالیتهای پاراسمپاتیک و هاضمه نقش دارد. این عصب مانند بیشتر اعصاب مغزی از ساقه مغزآغاز می‌شود و به شاخه‌های متعددی تقسیم می‌شود که عصب دهی اغلب عضلات حلق و حنجره، مری، معده و پاراسمپاتیک قلب، ریه، کبد، طحال و... را انجام می دهد. عصب شماره ۱۰ اطلاعات حسی درونی را از شکم و سینه دریافت می‌کند. در گذشته واگوتومی(قطع شاخه‌های انتهایی عصب واگ) یکی از روشهای درمان زخم پپتیک مقاوم به درمان بود.

سامانه عصبی خودگردان یا اتونوم : در برگیرنده آن دسته از نورون‌های حرکتی است که فعالیت ماهیچه‌های صاف، تراوش غده‌ها، تپش قلب و روی هم رفته کنش اندام‌های درونی را ساماندهی می‌کنند. این سامانه بطور کلی غیرارادی بوده و بر اندام درونی بدن تاثیر می‌گذارد. سامانه عصبی خودگردان از شمار فراوانی گره‌های عصبی خودکار و دو نورون حرکتی در هر زنجیره به نام نورون‌های پیش گره‌ای و پس گره‌ای تشکیل شده‌است. نورون‌های پیش گره‌ای، نورون‌هایی هستند که جسم سلولی آنها در دستگاه عصبی مرکزی قرار گرفته و آکسون آنها برای سیناپس با نورون بعدی تا گره عصبی ادامه یافته‌است. نورون‌های پس گره‌ای، نورون‌هایی هستند که جسم سلولی آنها در گره‌است و آکسون آنها تا اندام واکنش دهنده، ادامه یافته و پایانه عصبی را تشکیل داده‌است. در نورون پیش گره‌ای و پس گره‌ای در محل گره با یکدیگر سیناپس می‌یابند. رشته‌های عصبی حرکتی سامانه عصبی خودگردان از دو بخش رشته‌های عصبی پاراسمپاتیک و رشته‌های عصبی سمپاتیک تشکیل شده‌است.

۱۱:۲۶۲۹
ارديبهشت

طناب نخاعی، طناب سفید رنگی به طول تقریباً ۴۵ سانتی متر است که از سوراخ پس سری (Foramen magnum) تا سطح نخستین یا دومین مهره کمری امتداد می‌یابد. سوراخ پس سری، سوراخی است بزرگ در استخوان پشت سری که مغز و نخاع در آن جا به یکدیگر متصل می‌شوند.طناب نخاعی به نام نخاع شوکی نیز خوانده می‌شود. از برجستگی کمری به پایین نخاع شوکی باریک شده و ناحیه مخروط انتهایی که دربرگیرنده بخش‌های خاجی طناب نخاعی است ایجاد می‌گردد. مخروط انتهایی ، پایین‌ترین ناحیه تنه نخاع است.

عصب‌های نخاعی : تعداد اعصاب نخاعی ۳۱ جفت است که از طناب نخاع منشعب می‌گردند که عبارتند از:
• اعصاب گردنی هشت زوج
• اعصاب سینه‌ای دوازده زوج
• پنج زوج کمری
• پنج زوج خاجی
• یک زوج دنبالچه‌ای
ریشه‌های مربوط به اعصاب کمری و خاجی مسیری طولانی دارند و چون نحوه خروج آنها از نخاع به شکل دم اسب است، این ناحیه دم اسب نامیده می‌شود.

اعمال طناب نخاعی یا نخاع : طناب نخاعی قسمتی از دستگاه عصبی مرکزی است که در اعمال حسی و حرکتی نقش دارد. درک محرک‌های حسی محیطی همچون گرما، سرما، فشار و... ازطریق انتقال این پیام‌ها از ریشه حسی نخاع به مراکز بالاتر ادراکی در مغز صورت می‌گیرد. ازجمله اعمال مهم نخاع شوکی نقشی است که در عمل حرکتی دارد. پیام‌های حسی از مسیر ریشه حسی وارد نخاع می‌شوند. ورودی‌های حسی با محرک قوی می‌تواند یک پاسخ رفلکسی حتی در سطح نخاعی ایجاد کند. یک تحریک دردناک(مثلاً یک شی نوک تیز یا بسیار گرم)باعث یک پاسخ حرکتی به صورت دورکردن اندام از محرک آسیب رسان می‌گردد. پاسخ حرکتی از مسیر ریشه حرکتی عصب نخاعی صورت می‌گیرد. هر نوع آسیب به مسیرهای عصبی حسی یا حرکتی در خارج از طناب نخاعی و یا در خود تنه نخاع باعث اختلال در عملکرد حسی یا حرکتی می‌گردد. این اختلال با توجه به نوع و میزان آسیب از یک ضعف حسی-حرکتی تا عدم ادراک حس و فلج اندام متغیر است.           

۱۰:۵۵۲۹
ارديبهشت

۱۰:۳۸۲۹
ارديبهشت

 سیستم عصبی (دستگاه اعصاب) از دو دسته از سلول ها تشکیل شده است سلول های تحریک پذیر یا نورون ها و سلول های تحریک ناپذیر شامل نوروگلی ها و اپاندیم ها ، تعداد نورون ها در مغز انسان حدود 100 بیلیون (میلیارد) است و تعداد نوروگلی ها چندین برابر تعداد نورون ها است.

ساختمان نورون ها : نورون مانند هر دستگاه دیگر در بدن، دارای بدنه اصلی و هسته هستند .هر سلول عصبی، دارای یک بخش مرکزی و درشت به نام جسم سلولی(soma) و تعدادی زوائد سیتوپلاسمی است که در منطقه ای به نام (( سیناپس)) پیامی را از نورونی به نورون دیگر منتقل می کند. این زایده ها دو نوع هستند :

آکسون ها ، که پیام عصبی را از جسم سلولی خود دور می کند. طول یک آکسون ممکن است کوتاه یا بلند باشد (مثلا می تواند از چند میکرون تا یک متر متغیر باشد). گاهی شاخه یا شاخه هایی از یک آکسون به عنوان شاخه های جانبی (کولترال) خارج می شوند (مثلا در نورون های هرمی قشر مغز).

دندریت یا دندریت ها ، سیگنال عصبی را به طرف جسم سلولی هدایت می کند .این زوائد اصولا کوتاه هستند ولی گاهی بلند بوده که در این موارد ازلحاظ ساختمانی شبیه آکسون می باشند. هر نورون، می‌تواند دارای یک یا چند دندریت باشد، اما فقط می‌تواند یک آکسون داشته باشد

  نورون‌ها از نظر طرز خارج شدن تارهای عصبی از جسم سلولی به سه گروه تک قطبی ، دوقطبی و چند قطبی تقسیم می ‌شوند.

نورون‌های تک قطبی : در این نورون‌ ها آکسون و دندریت‌ ها از یک ناحیه و زائده ی جسم سلولی خارج می‌ شوند. نورون های تک قطبی دارای یک زائده و برآمدگی از جسم سلولی می باشند. با این حال ، آن تک زائده ی خیلی کوتاه به زوائد طویل تر تقسیم می شود(یک دندریت به اضافه یک آکسون). نورون های تک قطبی شامل نورون های حسی هستند که تکانه های عصبی را به سیستم عصبی مرکزی هدایت می کنند. اغلب نورون‌های بی ‌مهرگان نیزتک ‌قطبی هستند.

ورون‌ های دوقطبی : در این نورون ‌ها ، آکسون از یک ناحیه و دندریت‌ ها از ناحیه‌ دیگر جسم سلولی بیرون می ‌آیند. گیرنده ‌های بویایی که در مخاط زرد بینی قرار دارند و برخی نورون‌ های شبکیه چشم از این نوع هستند.

نورون‌های چند قطبی : تعداد این نورون‌ ها از دو نوع قبلی بیشتر است. در این نورون‌ ها آکسون از یک ناحیه و دندریت‌ ها از چند ناحیه‌ دیگر جسم سلولی خارج می‌ شوند. در این نورون‌ ها تشخیص آکسون از دندریت‌ ها بسیار ساده است. نورون های چندقطبی دارای چند زائده هستند که از جسم سلولی امتداد می یابند ، دندریت های بسیار به علاوه یک آکسون منفرد. این نورون ها یا حرکتی هستند(تکانه های عصبی را حمل می کنند که موجب فعالیت از قبیل انقباض عضلات خواهند شد) یا مشارکتی هستند(که تکانه ها را حمل کرده و اجازه ارتباط بین نورون های درون سیستم عصبی مرکزی را می دهد). نورون‌های حرکتی شاخ پیشین نخاخ ، نورون‌های پورکنژ مخچه و نورون‌های هرمی شکل قشر مخ همگی از نوع چندقطبی ولی با شکل ‌های متفاوت هستند.  

۱۱:۰۷۲۷
ارديبهشت

شایعترین نوروپاتی به دام افتادن عصب می‌باشد که در نتیجه فشردگی عصب میانی در ناحیه مچ دست ایجاد می‌شود. عصب مدین (عصب میانی) در ناحیه مچ دست از زیر بافت همبندی مچ دست(لیگامان عرضی مچ یا فلکسور رتیناکولوم )و از روی استخوانهای مچ عبور می‌کنند، اگر به هر دلیلی این فضا تنگ شده باشد به این عصب فشار وارد شده و اختلالات حسی و حرکتی در انگشتان دست بروز می کند که به این بیماری سندرم کارپال تونل گفته می شود. در این فضا (تونل کارپال) هشت تاندون سطحی و عمقی دست و تاندون بلند شست به همراه عصب مدین عبور می کنند . هر عاملی که باعث کاهش اندازه تونل یا افزایش حجم بافتهای داخل تونل شود علائم بیماری را ایجاد می‌کند. شیوع این بیماری در خانمهای خانه دار میانسال، کاربران کامپیوتر، نجاران، تصویرگران، کارگران، قصابها و مکانیکهای خودرو و رانندگان ماشینهای سنگین بیشتر است .

علل بیماری
۱.علل تشریحی : شکستگی‌ها، در رفتگی‌ها، استئوفیت‌های استخوانهای مچ، تومورها، کیست‌ها، سینوویوم تکثیر یافته، آرتروز و...
۲.علل التهابی و یا نوروپاتیک : دیابت و الکلیسم (این دو عروق و یا سلولهای پوششی عصب را درگیر می‌سازند)، بارداری و اختلالات تیروئید (با تغییر تعادل مایعات والکترولیتها و ادم احتمالی)
۳.علل مکانیکی : حرکات تکراری مچ و انگشتان، ارتعاش (مانند آب میوه گیری یا دریل کاری ) بویژه در کارگران دستی و کاربران کامپیوتر .
۱۱:۰۶۲۷
ارديبهشت

دیستروفی عضلانی ، یک بیماری مادرزادی و ژنتیکی است که در آن ماهیچه‌های بدن، به تدریج ضعیف و ضعیف‌تر می‌شوند و از کار می‌افتند. عضلات بدن انسان به انواع مختلفی از پروتئین‌ها احتیاج دارند تا سالم بمانند. وقتی کلمه‌ی پروتئین به گوشِ ما می‌خورد، احتمالاً اولین چیزی که به ذهن می‌رسد اسم چند تا غذا است، زیرا غذاهایی مانند گوشت و لوبیا پروتئین دارند. اما ما درباره نوع دیگری از پروتئین ها حرف می‌زنیم، پروتئینی که خود بدن می‌سازد و این مسئولیت ژن‌ها است که به بدن بگویند چگونه این پروتئین‌ها را بسازد. در کسانی که بیماری دیستروفی عضلانی دارند، این ژن‌ها اطلاعات اشتباه به بدن می‌دهند و یا بعضی از اطلاعات خیلی مهم را نادیده می‌گیرند. این‌طوری می‌شود که بدن نمی‌تواند این پروتئین‌ها را درست و حسابی بسازد. بدون این پروتئین‌ها، ماهیچه‌های بدن آسیب‌پذیر شده و روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوند. وقتی که این اتفاق می‌افتد، بدن شخصی که به بیماری دیستروفی عضلانی مبتلا شده برای انجام کارهایش با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود.    

۱۱:۰۴۲۷
ارديبهشت

میاستنی گراویس یا ضعف وخیم عضلانی، با نماد MG در نورولوژی نوعی فلج ماهیچه‌ای است که علت آن فعالیت ایمنی بر ضد پروتئین‌های گیرندهٔ استیل کولین در سیناپس عصبی-عضلانی است. این بیماری مخصوص صفحات انتهایی عضلات مخطط است که بیشتر زنان را گرفتار می‌کند. ماکزیمم شیوع آن در دهه‌های سوم یا چهارم زندگی است، ولی امکان دارد در هر دوره‌ای از زندگی، از بچگی تا پیری دیده شود، البته در افراد مسن مرد و زن به یک اندازه مبتلا می‌شوند. نشانهٔ میاستنی گراویس ضعف ماهیچه‌ای است که هنگام فعالیت افزایش می‌یابد و در دوره استراحت کاهش پیدا می‌کند: کنترل چشم‌ها، حرکت پلک‌ها، حالت چهره، جویدن، صحبت کردن و قورت دادن اغلب دچار اختلال می‌شوند؛ همچنین ماهیچه‌های تنفسی و ماهیچه‌های بخش‌های زیرین بدن هم ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند اگرچه میاستنی گراویس می‌تواند بر هر ماهیچه ارادی تاثیر بگذارد اما بیشترین اختلال را بر ماهیچه‌هایی که چشم را کنترل می‌کنند، عمل بلع، حرکت پلک‌ها و حالت صورت وارد می‌کند.    

۱۱:۰۲۲۷
ارديبهشت

تاندون آشیل، عضلات پشت ساق را به پاشنه متصل می‌کند. اگر این تاندون بیش از حد کشیده شود پاره می‌شود. پارگی تاندون آشیل می‌تواند جزئی یا کامل باشد. اگر تاندون پایتان پاره شود شما احساس یک ضربه خوردن یا ترکیدن و تیر کشیدن پشت مچ پا و ساق پا می‌کنید که درست راه رفتن را غیر ممکن می‌کند این حس مثل این است که پایتان به شدت لگد شده یا حتی تیر خورده‌اید. جراحی معمولاً بهترین راه درمان پارگی تاندون است.

۱۱:۰۰۲۷
ارديبهشت

دو نوع التهاب تاندون آرنج دست را تحت تاثیر قرار می دهند: بیماری آرنج تنیس بازان و بیماری آرنج گلف بازان. هر دو بیماری از آسیب دیدگی های شایع ناشی از استفاده بیش از حد هستند که در بین ورزشکارانی که ورزش های راکتی انجام می دهند، وجود دارد. بیماری آرنج تنیس بازان باعث درد در ناحیه خارجی مفصل آرنج می شود. این بیماری احتمالا 40 تا 50 درصد از ورزش کاران بزرگسالی را که ورزش های راکتی انجام می دهند، تحت تاثیر قرار می دهد. این بیماری همچنین با هر نوع فعالیتی مثل چیدن علف هرز، استفاده از پیچ گوشتی یا حتی حمل کیف که شامل چرخش و خم شدن مکرر مچ دست است، ایجاد می شود. بیماری آرنج گلف بازان باعث درد در ناحیه داخلی بازو می شود. این بیماری نسبت به بیماری آرنج تنیس بازان کمتر شایع است و برخلاف نام آن، بیشتر مرتبط با شغلی است که مستلزم حرکات مکرر آرنج ( برای مثال کارهای ساختماتی) است تا ورزش. در حین ورزش، در هنگام چرخاندن مکرر چوب گلف یا پرتاب کردن توپ بیس بال اتفاق می افتد.    

۱۰:۵۹۲۷
ارديبهشت

اِلتِهاب یا بَراَفروختگی پاسخ حفاظی بافت در برابر آسیب واردشده یا تخریب یاخته‌ها است. التهاب نوعی پاسخ موضعی بدن است که به دنبال خراش، بریدگی، سوختگی و یا هر نوع آسیب بافتی دیگر بروز می‌کند و باعث تورم، قرمزی، گرمی، و خارش محل آسیب دیده می‌شود. التهاب یک پاسخ فیزیولوژیک به محرک‌های گوناگون مانند عفونت و زخم‌های بافتی است که به سرعت ایجاد شده و پایان می‌یابد. برانگیزاننده‌های التهاب می‌توانند میکروبیولوژیکی (باکتری، ویروس، قارچ) باشند یا شیمیایی (مواد حساسیت‌زا و غیره) یا جسمانی (گرما، پرتوهای یون‌ساز، پرتوهای فرابنفش و غیره). التهاب‌ها هم‌چنین ممکن است در پی واکنش‌های خودایمن بدن از حمله در رماتیسم پدید بیایند. بدن می‌کوشد از طریق التهاب عوامل آسیب‌زننده را برطرف کند و آسیب را ترمیم نماید.

۱۰:۵۸۲۷
ارديبهشت

تاندونیت یعنی التهاب تاندون که همراه با پارگی‌های میکروسکوپی است. این ضایعه بیانگر یک پاسخ التهابی در داخل تاندون، بدون التهاب لایه خارجی (یعنی پاراتنون) آن است. استفاده بیش از حد از عضلات، مهمترین عامل تاندونیت محسوب می‌شود. درگیری تاندون ماهیچه‌های مفصل شانه با تشخیص تاندونیت، شیوع بالایی دارد. التهاب غلاف تاندون به دلیل کشیدگی زیاد و یا حرکات تکراری رخ می دهد. محل‌های‌ شایع‌ عبارتند از: شانه ‌، آرنج ‌، تاندون‌ آشیل‌ یا عضله‌ دوقلو پشت‌ ساق‌ پا.    

۱۰:۵۷۲۷
ارديبهشت

پارگی عضله به دنبال دو مکانیسم و نیرو انجام می‌شود ابتدا نیرویی که ناشی از کشش بیش از حد عضله می‌باشد و این نیرو از قدرت و ظرفیت عضله در مقابل کشش بیشتر است . از این نیرو تحت عنوان کشش یاد می‌کنیم‌. و نیروی دیگری که باعث پارگی عضله می‌شود نیروی تراکمی‌(فشاری‌) نامیده می‌شود. که به دنبال یک ضربة مستقیم با قدرت زیاد عضله حایل بین نیرو و تکیه‌گاهی قرار گرفته و نیرو باعث پارگی در الیاف عضلانی می‌شود. به زبان ساده پارگی نوع اول به دنبال کشش بیش از حد و پارگی نوع دوم در اثر ضربه ایجاد می‌شود.   

۱۰:۵۵۲۷
ارديبهشت

حرکت زمانی ایجاد می شود که پیام های ارسالی از دستگاه عصبی باعث انقباض عضله شوند حرکت آگاهانه بدن به وسیله عمل متقابل عضلات اسکلتی، استخوان ها و مفاصل صورت می پذیرد. بیشتر عضلات یک استخوان را به استخوان دیگر مرتبط می کنندو از یک مفص عبور می کنند. وقتی یک عضله منقبض می شود، استخوان ها را می کشد و به حرکت درمی آورد. بیاری از عضلات، به صورت جفتی هستند، به طوری که در هر سمت یک مفصل یک عضله قرار می گیرد و حرکات مخالف را ایجاد می کند. برای مثال، در بازو، عضله سه سر با انقباض خود بازو را صاف می کند و عضله دو سر با انقباض خود باعث تا شدن بازو می شود.   

۱۰:۵۴۲۷
ارديبهشت

تاندون از بافت‌های فیبر مانند است که عضله را به استخوان متصل می‌کند و توانایی مقاومت دربرابر کشش را دارا است. تاندونها مانند رباطها از کلاژن ساخته شده‌اند و تفاوت آنها در این است که رباط استخوانی را به اسخوان دیگر متصل می‌کند.   

۱۰:۵۳۲۷
ارديبهشت

  دستگاه ماهیچه‌ای از ماهیچه‌ها تشکیل می‌شود. ماهیچه‌ها برای حرکت بدن استفاده می‌شوند. ماهیچه‌ها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل می‌کنند، حرکت بدن از انقباض و انبساط ماهیچه‌ها حاصل می‌شود. ماهیچه‌ها به نسبت شکل و اندازه‌ای که دارند تقسیم بندی می‌شوند، در بدن سه نوع ماهیچه وجود دارد: • ماهیچه‌های اسکلتی (مخطط) که در افراد معمولی حدود ۴۰٪ وزن بدن را تشکیل می‌دهد. • ماهیچه‌های صاف مانند ماهیچه‌های خودکار دیواره رگ‌ها، روده و معده که حدود ۱۰٪ از بدن را تشکیل می‌دهد. • ماهیچه‌های قلب ماهیچه قلب مخطط است ولی غیرارادی است.

ماهیچه‌های اسکلتی یا مخطّط گروهی از عضلات بدن هستند که اصطلاحاً حرکات ارادی را انجام می‌دهند. ماهیچه‌های اسکلتی از هزاران تار ماهیچه‌ای انقباض‌پذیر تشکیل شده‌است که بصورت موازی در کنار یکدیگر قرار گرفته و توسط غلافی از بافت همبند احاطه شده‌است. این عضلات حدود دو سوم وزن بدن را تشکیل می دهند.

مکانیسم انقباض ، شرط اصلی برای ایجاد انقباض اتصال اکتین با میوزین است. در عضله در حال استراحت میوزین نمی تواند به اکتین متصل شود چون محل های اتصال با سرهای میوزین روی مولکول اکتین بوسیله مجموعه تروپونین- تروموپومیوزین روی فیلامنت اکتین پوشیده شده اند.

اهرم های بدن انسان ، اهرم یک میله صلب است که حول یک نقطه معین گردش می‌کند. این نقطه تکیه‌گاه نامیده می‌شود. اهرم وزنه‌ای را که بار نامیده می‌شود، با استفاده از نیرویی به نام "نیروی محرک" ، به حرکت درمی‌آورد. سه نوع اهرم اصلی وجود دارد- و بدن مثال‌هایی از هر سه نوع را دارد - در بدن اهرم، یک استخوان است؛ نیرو توسط یک ماهیچه اعمال می‌شود و بار بخشی از بدن است که استخوان آن‌را حمل می‌نماید. بخش‌های مختلف بدن خود را حرکت دهید و ببینید آیا می‌توانید تشخیص دهید چه نوع اهرمی درگیر است.

اهرم مرتبه اول ، تکیه‌گاه بین بازو و نیرو قرار دارد. مفصل گردن که در هنگام حرکت جمجمه به بالا و پایین، توسط ماهیچه‌های گردن کشیده می‌شود، مثالی از این نوع اهرم است.

اهرم مرتبه دوم ، امکان دیگری که برای قرار گیری بار وجود دارد، بین تکیه‌گاه و نیروست. این وضعیت وقتی شما روی نوک انگشتان خود ایستاده‌اید، اتفاق می‌افتد.

هرم مرتبه سه ، در این نوع اهرم، نیرو در وسط یا بین تکیه‌گاه و بار قرار دارد. این وضعیت در مفصل آرنج در بازو اتفاق می‌افتد.

دوک عضلانی یا ماهیچه ای ، بخشی در داخل ماهیچهٔ اسکلتی است که حاوی کپسولی از بافت همبند بوده و هر یک از آنها در ساختمان خود دارای دو الی ده فیبر ماهیچه‌ای کوچک و نازک هستند. به فیبرهای خارج دوک ماهیچه‌ای، فیبرهای خارج دوکی گفته می‌شود و فیبرهای دوک ماهیچه‌ای را، فیبرهای داخل دوکی می‌گویند. تعداد دوک‌های ماهیچه‌ای در انواع ماهیچه‌های بدن متفاوت است. در برخی از ماهیچه‌ها ممکن است تعداد آنها به چند صد عدد برسد. طول دوک‌های ماهیچه‌ای کم بوده(مثلاً یک سانتی متر یا کمتر)، بنابراین فیبرهای دوک ماهیچه‌ای برخلاف فیبرهای ماهیچه اسکلتی(فیبرهای خارج دوکی) کوچک هستند. هر دوک ماهیچه‌ای در دو ناحیه انتهایی نوک تیز بوده و به اپی می‌وزیوم فیبرهای خارج دوکی (ماهیچه اسکلتی)اتصال دارند. دوک‌های ماهیچه‌ای که در داخل ماهیچه پخش می‌شوند، پیام‌هایی را به دستگاه عصبی انتقال می‌دهند که مربوط به تغییرات طول ماهیچه و میزان سرعت این تغییرات است. هر دوک ماهیچه‌ای همانند اندام وتری گلژی[۳] حاوی گیرنده‌های کششی ماهیچه‌ای هستند که فیبرهای حسی آنها نقش مهمی در عمل کنترل حرکتی دارند.

۱۰:۵۱۲۷
ارديبهشت

  همانطور که می دانید استخوان های سر و صورت ثابت هستند. به استثنای یک قطعه استخوان فک اسفل.بنابراین عضلات موجود در سر و صورت عمدتا" روی استخوان ها متصل نیستند و ارتباط و اتصال آن ها بیشتر روی پوست سر و صورت است و به همین دلیل انسان قادر به حرکت دادن قسمت های مختلف پوست خود در این ناحیه می باشد. این مسئله در حالت های مختلف روانی مثل خنده و گریه و باعث تغییرات مختلف ظاهری در صورت انسان است.

عضله چانه ای ، الیاف این عضله بصورت کوتاه و با رشته های اندک از سطح قدامی چانه شروع می شود و به پوست همین ناحیه خاتمه می یابد. عمل این عضله گود کردن پوست چانه است که در بعضی از افراد به خوبی دیده می شود.

عضلات حالت‌دهنده صورت ، آن دسته از عضلاتی هستند که تمام تغییرات چهره یک فرد, اعم از حالات مختلف احساسی و روانی از قبیل خشم، شادی، اخم، دقت، تعجب و تفکر را نشان می‌دهند. این عضلات که تحت تأثیر الیاف حرکتی عصب فاسیال عمل می نمایند عبارتند از:

عضله ریزوریوس : الیاف این عضله بصورت محدود و پراکنده از حاشیه الیاف عضله پلاتیسما در فاسیای غده پاروتید می آمیزد. گفته می شود که انقباض الیاف این عضله می تواند به ایجاد تبسم کمک نماید.

عضله حلقوی دهان : این عضله همانگونه که از نام آن بر می آید در اطراف دهان و در ضخامت لب ها واقع شده است. برای این عضله دو بخش می توان در نظر گرفت که عبارتند از:
- بخش لبی که در ضخامت لب پایین و بالا قرار دارد و الیاف آن در گوشه های لب از دو سو در هم می آمیزد و رابط لبی (Comissur labial) را پدید می آورد.
- قسمت محیطی که نسبت به قسمت قبلی در حاشیه قرار گرفته است و الیاف آن با الیاف سایر عضلات حالت دهنده صورت در هم تنیده می شود و از رهگذر انقباض این عضلات حرکات مختلف در لب ها شکل می گیرد.

عضله پایین آورنده گوشه لب : الیاف این عضله به حالت مثلثی است که قاعده آن به خط مایل استخوان ماندیبول و رأس آن به گوشه لب منتهی‌ می شود. این عضله در عمل به پائین آوردن گوشه لب کمک می‌کند.

عضله پایین آورنده لب تحتانی : این عضله نیز از بخش قدامی خط مایل ماندیبول شروع می شود و الیاف آن به لب تحتانی منتهی می شود. عمل این عضله نیز کمک به پایین آوردن لب تحتانی است.

عضله چانه ای : الیاف این عضله بصورت کوتاه و با رشته های اندک از سطح قدامی چانه شروع می شود و به پوست همین ناحیه خاتمه می یابد. عمل این عضله گود کردن پوست چانه است که در بعضی از افراد به خوبی دیده می شود.

عضله زیگوماتیک ماژور : این عضله از سطح خارجی استخوان گونه به گوشه لب منتهی می شود و در عمل گوشه لب را به سمت خارج و بالا متمایل می نماید.

عضله ژیگوماتیک مینور : این عضله نیز از سطح خارجی استخوان گونه به لب فوقانی منتهی می شود و در عمل لب فوقانی را به سمت بالا و خارج هدایت می کند.

عضله بالا برنده لب فوقانی : این عضله نیز از زیر کناره کاسه چشمی تحتانی شروع می شود و در لب فوقانی خاتمه می یابد و به بالا بردن لب فوقانی کمک می کند.

عضله بالا برنده گوشه لب : عضله کوتاهی است که در عمق عضلات این ناحیه قرار دارد و از حفره کانین در استخوان ماکزیلا شروع می شود و به گوشه ختم می شود. این عضله در عمل به بالا کشیدن گوشه لب کمک میکند.



عضله حلقوی چشم : این عضله سه بخش‌دارد که عبارتند از :
- بخش پلکی که در ضخامت پلک ها قرار دارد.
- بخش چشمی که نسبت به بخش قبلی در حاشیه آن قرار دارد و به لبه های حفره اربیت متصل می شود. دو بخش اخیر این عضله به بسته شدن و بهم فشردن پلک ها کمک می کنند.
- بخش اشکی بخشی از الیاف عمقی این عضله است که در گوشه داخلی پلک قرار دارد و هنگام رسیدن به کیسه اشک ازعقب آن می‌گذرد و به ستیغ اشکی خلفی متصل می شود. این بخش عضله به پر شدن کیسه اشک و تخلیه آن کمک می کند.

عضله پیشانی پس سر : این عضله بخشی از پوشش های تشکیل دهتده کاسه سر است و همانطور که از نام آن پیداست دارای دو بطن عضلانی در ناحیه پیشانی و پس سر است و بخش‌میانی آن حالت آپونوروتیک دارد. این عضله با انقباض خود می تواند پوست پیشانی را جابجا نماید.

عضلات اخم و دقت : این عضلات به صورت الیاف ظریفی در ناحیه ریشه بینی و پوست بین دو ابرو پراکنده اند و با منقبض شدن حرکات همنام خود را ایجاد می نمایند.

عضله پلاتیسما : این عضله همانطور که در ناحیه گردن توضیح داده شد در زیر پوست از محدوده فک پایین شروع میشود و سپس در ضخامت فاسیای سطحی گردن تا ناحیه سینه امتداد می یابد. عصب حرکتی این عضله از شاخه سرویکال عصب فاسیال تأمین می شود‌. این عضله در عمل بطور ضعیف به باز کردن دهان کمک می کند و در صورتیکه فک ها بهم فشرده و این عضله منقبض گردد می تواند به بالا کشیدن پوست گردن و سینه کمک نماید. وضعیت این عضله در افراد مختلف می تواند متفاوت باشد به این معنی که بصورت یک ورقه عضلانی کاملا منسجم جلوه کند یا اینکه الیاف آن بسیار ضعیف و در ضخامت فاسیا پراکنده باشند و یا اینکه اصلا وجود نداشته باشد.

عضلات نازال : این عضله ازبرجستگیهای آلوئولی مربوط به دندان نیش فک فوقانی و بریدگی نازال استخوان ماگزیلا شروع می‌شود و دارای دو بخش است.
- قسمت با لی : که روی سطح خارجی غضروف بال بینی می‌چسبد. الیاف آن دارای ماهیت عضلانی است و کمک به باز نمودن پره بینی می کند.
- قسمت عرضی : که ماهیت لیفی دارد و بر روی پل بینی به فصل مشترک بخش غضروفی و استخوانی بینی می‌چسبد و هنگام انقباض در این قسمت ایجاد فرورفتگی می نماید.

عضله بالا برنده لب فوقانی و بال بینی : این عضله از زایده فرونتال استخوان ماگزیلا شروع می شود و به لب فوقانی وپره بینی ختم می‌شود. بنا بر این در هنگام انقباض لب فوقانی را بالا می‌برد و مدخل بینی را باز می‌کند.

۱۰:۵۰۲۷
ارديبهشت

 دستگاه ماهیچه‌ای یا سیستم عضلانی یکی از دستگاه‌های اندامی بدن است که ماهیچه‌های اسکلتی، صاف، و قلبی را دربر می‌گیرد. وجود این دستگاه به بدن اجازه جنبش، نگهداری وضعیت، و گردش خون در سراسر بدن را می‌دهد. در بدن انسان حدودا ۶۳۹ ماهیچه اسکلتی وجود دارد. دستگاه ماهیچه‌ای در مهره‌داران توسط دستگاه عصبی کنترل می‌شود گرچه برخی ماهیچه‌های (مانند ماهیچه‌های قلبی) می‌توانند کاملا مستقل باشند.

1- سمی اسپینالیس کاپیتیس : سرا به عقب و طرفین حرکت می دهد.
2- اسپلینیوسکاپیتیس : سر را حرکت می دهد.
3- ذوزنقه ای : باعث چرخش و بالا رفتن شانه می شود.
4- اینفرااسپیناتوس : بازو را می چرخاند و شانه را تثبیت می کند.
5- دلتوئید : بازو را بالا می برد.
6- سر بیرونی عضله سه سر : بازو را بالا می برد.
7-لاتی سیموس دورسی : پهن ترین عضله در بدن است. بازو را پایین می آورد و شانه را عقب می کشد.
8- انکونئوس : آرنج را کمی باز می کند و باعث چرخش ساعد می شود.
9- باز کننده مچی ساعدی : مچ را به سمت بدن می کشد و خم می کند.
10- باز کننده انگشتان : همه مفصل های انگشتان را باز می کند.
11- باز کننده رتیکولوم : رباطی است که از مچ پشتیبانی می کند.
12- سمی تندونیس : باز کننده های مفصل ران ، خم کننده زانو و چرخاننده ساق پا
13- گلوتئوس بزرگ : برآمده ترین عضله بدن است. این عضله با کشیدن ران به عقب در هنگام را رفتن ، پریدن یا دویدن،لگن را مستقیم نگه می دارد.
14- دو سر رانی: عضله پشت زانو ها
15- سمی ممبر انوسوس: لگن و بازو را حرکت می دهند.
16- گاستروکنفیا : پاشنه را بالا می برد.
17-باز کننده بزرگ انگشتان : انگشتان را باز می کند.
18- نزدیک کننده کوچک انگشتان : انگشت کوچک را حرکت می دهد.
19- فیبولاریس دراز : پا را خم می کند.
20- فیبولاریس برویس : پا را به بیرون می چرخاند.
21- زردپی آشیل
22- پس سری پیشانی : ابرو را بالا می برد.
23- گرد چشمی : چشم را می بندد.
24- گرد لبی : دهان را نازک می کند.
25- استرنوکلئید وماستوئید : گردن را خم میکند.
26- سینه ای بزرگ : بازو را به داخل می کشد.
27- دلتوئید : بازو را بلند و از بدن دور می کند.
28- عضله دو سر بازو : ساعد را روی آرنج خم می کند و دست را بالا می آورد.
29- بین دنده ای : عضلات را به هم نزدیک می کند.
30- عضلات شکمی : ستون مهره را خم می کندو لگن را بالا می آورد.
31- خم کننده مچی رادیالی : دست را روی مچ خم می کند.
32- مورب شکمی : ؛ تنه را خم می کند و می چرخاند.
33- سارتوریوس: ران را روی لگنو پا را روی زانو خم می کند و ران را به بیرون می برد .
34- نزدیک کننده برویس : ران را به داخل می کشد و می چرخاند.
35- نزدیک کننده دراز : ران را به داخل می کشد و پا را می چرخاند.
36- گراسیلیس : ران را به داخل می کشد و پا را می چرخاند و خم می کند.
37- واستون داخلی : در باز شدن زانو کمک می کند.
38- تیبال جلویی : پا را به بالا و داخل حرکت می دهد.
39- گاستروکنیما : پا را پایین می برد.
40- باز کننده هالوسیس دراز :شست را باز می کند. به بالا آوردن پا کمک می کند.
۱۰:۴۳۲۷
ارديبهشت

نقرس نوعی بیماری آرتروز است که در نتیجه تجمع بلورهای اسید اوریک در مفاصل ایجاد می شود. اسید اوریک یک ماده زاید و فرعی است که از متابولیسم ماده آلی پورین حاصل می شود. پورین در اغلب غذاها وجود دارد. کنترل غیر نرمال اسید اوریک و بلورین شدن این ترکیب در مفاصل باعث ایجاد آرتروز دردناک، سنگ کلیه، بلوکه شدن لوله های فیلتر کننده کلیه توسط اسید اوریک و نقصان کار کلیه می شود. حمله حاد نقرس با درد شدید در مفصل آغاز می شود که باعث احساس گرمی، تورم، قرمزی و حساسیت مفصل می شود. مفصل کوچک ابتدای شست پا رایج ترین محل برای حمله نقرس است. سایر مفاصل تحت حمله نقرس عبارتند از زانو، قوزک پا، مچ دست، انگشتان دست و آرنج. در بعضی افراد درد و حساسیت به قدری شدید است که حتی کوچکترین تماس باعث ایجاد درد می شود. البته این حمله های دردناک معمولا در طول ساعت روز آرام تر می شود در موارد نادر، حمله دردناک برای هفته ها طول می کشد. افرادی که این بیماری را تجربه کرده اند ، در طول سال ها چندین بار دچار حمله نقرس می شوند.   

۱۰:۴۲۲۷
ارديبهشت

بیماری بسیار شایعی است که در تمام مناطق جغرافیایی دیده می‌شود. نام دیگر این بیماری آرتروز است. استئوآرتریت یک بیماری تخریبی در مفصل است. در استئوآرتریت تحلیل غضروف مفصلی و درگیری استخوان زیر غضروفی باعث التهاب بافت‌های اطراف می‌گردد. این عارضه ممکن است هر یک از مفاصل را درگیر سازد ولی شایع‌ترین مفاصل درگیر عبارتند از مفاصل دست، پا، زانو، ران و ستون فقرات. این بیماری بسیار شایع است و در ۲۵٪ ویزیت‌های پزشکان عمومی و ۸۰٪ رادیوگرافی افراد بالای ۶۵ سال دیده می‌شود. 


۱۰:۴۱۲۷
ارديبهشت

آرتریت یا التهاب می تواند هریک از ساختارهای اساسی درون مفصل شامل: دیواره مفصل، استخوان ها، غضروف، یا بافت های حمایتی را تحت تاثیر قرار دهد. علایم شایع آرتریت شامل درد، خشکی و تورم مفصل است. این شرایط می تواند یک یا تعداد زیادی مفصل را در بدن تحت تاثیر قرار دهد. علل زیادی می توانند آرتریت ایجاد کنند. این علل شامل فرسودگی مرتبط با سن، عفونت ها، صدمات و... هستند. 

۱۰:۴۰۲۷
ارديبهشت

التهاب غیرعفونی و چسبندگی کپسول مفصلی شانه است که باعث ایجاد درد و محدودیت حرکتی این مفصل می‌گردد. علت این بیماری مشخص نیست ولی در اکثر مواقع در بیماران دیابتی و نیز همراه سایر بیماری‌های شانه دیده می‌شود. علائم با درد فزاینده شانه و بازو شروع شده و بتدریج افزایش یافته و با سوزش همراه است. حرکات مفصل نیز با شروع درد‌ها محدود می‌گردد. بالا آوردن اندام فوقانی و بردن دست به پشت مشکل شده و بتدریج سخت تر می‌شود. معمولا بیماری بتدریج آغاز شده و تشدید می‌یابد و سه مرحله دارد. مرحله اول مرحله دردناک است و هنوز محدودیت حرکتی شدید نیست. مرحله دوم مرحله یخ‌زد‌گی است و درد کمتر ولی محدودیت حرکتی بیشتر است و مرحله سوم، مرحله ذوب است که بیماری روی به بهبود می‌گذارد. هرکدام از مراحل می‌تواند از یک الی چند ماه طول بکشد. .

۱۰:۳۹۲۷
ارديبهشت

راشیتیسم یا نرمی استخوان یا نرم‌استی یک بیماری مربوط به رشد استخوان‌ها است که در نوزادان و کودکان دیده می‌شود. در این بیماری استخوانهای کودکان به دلایلی نرم باقی می مانند. این بیماری موجب خمیدگی و رشد ناقص استخوان‌ها و افزایش ریسک شکستن آن‌ها می‌شود. علت اصلی بیماری راشیتیسم کمبود ویتامین دی است، ولی کمبود کلسیم نیز در آن نقش دارد.  

۱۰:۳۸۲۷
ارديبهشت

پوکی استخوان به معنی کم شدن تراکم استخوان است که به دنبال آن قدرت استخوان کم شده و شکننده می شود و شکننده شدن احتمال بروز شکستگی در آن را افزایش می دهد. پوکی استخوان معمولا بتدریج پیشرفت می کند و هیچ علامتی از خود بروز نمی دهد تا وقتی که شکستگی بوجود می آید. پوکی استخوان معمولا در ستون مهره، لگن، مچ دست و دنده ها بیشتر دیده می شود. این بیماری در دوران یائسگی زنان بسیار شایع است. همچنین کمبود مواد معدنی مانند کلسیم، پروتئین و ویتامین دی، استعمال دخانیات، پرکاری تیروئید، دیابت، مصرف برخی داروها در طول زمان، عوامل وراثتی و اعتیاد به الکل باعث پوکی استخوان می‌گردند. 

۱۰:۳۷۲۷
ارديبهشت

یک دیسک بین مهره‌ای به صورت صفحه‌ای بین دو جسم مهره در ستون فقرات قرار می گیرد و جذب کننده فشارهایی است که به ستون مهره‌ها وارد می‌شود. فتق دیسک بین مهره‌ای، عارضه‌ای است که بعلت ضربه یا بلندکردن جسم سنگین و یا گاهی خود به خود در ستون فقرات اتفاق می‌افتد و طی آن آزاد شدن بخش مرکزی دیسک یا هسته دیسک از قسمت محیطی آن باعث فشار برروی ریشه‌های عصبی و ایجاد علائم بالینی می‌گردد. نشانه های چنین وضعی شامل درد مبهم، گرفتگی عضلات، سفتی در ناحیه ی بیرون زده، کرختی و ضعف عضلانی می باشد. 

۱۰:۳۵۲۷
ارديبهشت

درد سیاتیک یا سیاتالژی که گاهی به سادگی سیاتیک نامیده می‌شود، به مجموعه علایمی گفته می‌شود که در اثر تحت فشار قرار گرفتن و یا تحریک شدن عصب سیاتیک حاصل می‌شوند. عصب سیاتیک طولانی ترین عصب بدن انسان است که از ناحیه کمری آغاز و تا انتهای پا امتداد دارد. هرگونه فشار بر روی این عصب می‌تواند باعث ایجاد درد در تمام طول عصب شود. درد سیاتیک یکی از دلایل شایع درد کمر و پا است. 

۱۰:۳۲۲۷
ارديبهشت

شکستگی عبارت است از آسیب ساختمان استخوان و به هم خوردن یکپارچگی آن در اثر اعمال ضربات ناگهانی. در اغلب موارد، شکستگی استخوان ها به علت ضربات شدید به استخوان های سالم ایجاد می شوند. هرگاه نیروی اعمال شده بر استخوان ها به حدی باشد که برای استخوان ها قابل تحمل نباشد، شکستگی روی می دهد. در برخی از بیماری های استخوانی همانند پوکی استخوان، ضربات با شدت پایین و حتی با نیروهای طبیعی به راحتی منجر به شکستگی استخوان ها می گردند. شکستگی ممکن است با جابجایی قطعات یا بدون جابجایی همراه باشد و گاهی فقط یک ترک مویی یا کوچک ایجاد می شود. عموما شکستگی های واضح باعث درد و محدودیت حرکات مفصلی می گردند و هرچه شکستگی به مفصل نزدیکتر باشد، دامنه حرکتی مفصل مربوطه بیشتر کاهش می یابد.

۱۰:۲۹۲۷
ارديبهشت

رباط یا لیگامان گروهی از بافت‌های فیبر مانند هستند که در اطراف مفاصل قرار دارند و معمولا استخوانی را به استخوان دیگر متصل می‌کنند و توانایی مقاومت در برابر کشش را دارا می‌باشند. رباط‌ها مانند تاندون‌ها از کلاژن ساخته شده‌اند و تفاوت آن‌ها در این است که تاندون عضلات را به استخوان‌ها متصل می‌کند.

۱۰:۲۷۲۷
ارديبهشت

استخوان مچ دست و دست ، دست شامل این استخوان ها می‌باشد: استخوان بازو، استخوانی است دراز و از بالا در حفره کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد شامل زند زبرین یا استخوان رادیوس و زند زیرین یا استخوان اولنا است. زند زیرین، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست، هشت استخوان کوچک دارد که در دو ردیف قرار دارند. کف دست، پنج استخوان نسبتا دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. هر یک از انگشتان دست سه بند دارند به جز شست که دارای دو بند است.

استخوان مچ پا و پا ، استخوان ران درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. استخوان درشت نی در انتهای خود به قوزک داخلی پا ختم می شود. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین، قوزک خارجی را می‌سازد. مچ پا، ۷ استخوانچه دارد. کف پا، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف پا به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملا به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچک‌تر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند. بزرگ ترین استخوان کف پا استخوان پاشنه است.

۱۰:۲۵۲۷
ارديبهشت

لگن خاصره یا لگن شامل دو استخوان بی‌نام (هیپ) در جلو و استخوان‌های خاجی و دنبالچه در عقب است. استخوان نیم‌لگن (هیپ) استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوان تهیگاهی، شرمگاهی و نشیمنگاهی بوجود آمده‌است. از مجموع دو نیم‌لگن، استخوان خاجی و دنبالچه فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند .استخوان ران به سطح خارجی تحتانی این استخوان مفصل می‌شود.

۱۰:۲۳۲۷
ارديبهشت

دنده نام دوازده جفت استخوان در طرفین قفسه سینه است. تعداد ۱۲ جفت دنده در ساختار قفسه سینه شرکت دارند و قوسی شکل هستند. همه ی دنده ها در قسمت پشتی خود به ستون مهره ها متصل اند. 7 جفت دنده ی حقیقی بالایی از قسمت جلو به وسیله ی غضروف هایشان به جناغ سینه متصل می شوند. به این دنده‌ها، دنده‌های حقیقی می گویند. 2 یا 3 جفت دنده ی بعدی را که به غضروف آخرین دنده ی حقیقی متصل اند دنده های کاذب و دنده هایی که از جلو هیچ اتصالی به جایی ندارند را دنده ی آزاد می گویند. در سطح داخلی هر دنده ناودانی برای عبور عروق و اعصاب بین دنده‌ای وجود دارد که در دنده‌های اول، یازدهم و دوازدهم، این ناودان وجود ندارد. 

۱۰:۲۲۲۷
ارديبهشت

طناب سفید رنگی به طول تقریبا ۴۵ سانتی متر است که از سوراخ پس سری تا سطح نخستین یا دومین مهره کمری امتداد می‌یابد. سوراخ پس سری، سوراخی است بزرگ در استخوان پشت سری که مغز و نخاع در آن جا به یکدیگر متصل می‌شوند. طناب نخاعی به نام نخاع شوکی نیز خوانده می‌شود. از برجستگی کمری به پایین نخاع شوکی باریک شده و ناحیه مخروط انتهایی که دربرگیرنده بخش‌های خاجی طناب نخاعی است ایجاد می‌گردد. مخروط انتهایی، پایین‌ترین ناحیه تنه نخاع است.  

۱۰:۲۱۲۷
ارديبهشت

ستون مهره‌ای، محور مرکزی بدن را تشکیل داده و در عقب ناحیه تنه و در خط وسط قرار دارد و از قاعده جمجمه شروع شده و در تمامی طول گردن و طول تنه امتداد دارد. در کودکان تعداد مهره‌های ستون مهره‌ها، ۳۳ عدد است که در بالغین پنج تای ما قبل آخر بهم جوش خورده و استخوان خاجی را تشکیل می‌دهند و ۴ مهره ی آخر نیز بهم جوش خورده، استخوان دنبالچه را به وجود می‌آورند. بنابراین تعداد مهره‌ها در افراد بالغ به ۲۴ قطعه تقلیل می‌یابد. از ۲۴ مهره آزاد، ۷ عدد مهره‌های گردن، ۱۲ عدد مهره‌های پشتی و ۵ عدد مهره‌های کمر را تشکیل می‌دهند. مهره‌هایی که در ساختار قفسه سینه شرکت دارند ۱۲ عدد مهره‌های پشتی هستند. مهره‌ها دارای شکل مشابهی هستند، تنه مهره که در جلو واقع شده، استوانه‌ای شکل است. قوس مهره که در عقب قرار دارد و با تنه مهره تشکیل سوراخ مهره را می‌دهد. مجموع سوراخ‌های مهره‌ای، مجرای مهره‌ای نامیده می‌شود که در آن نخاع جای دارد. این مجرا در بالا به ‌وسیله سوراخ استخوان پس سری به تمام دنده‌های قفسه سینه به ۱۲ عدد مهره‌های پشتی ستون مهره‌ای، متصل هستند. 

۱۰:۲۰۲۷
ارديبهشت

جمجمه یک ساختار استخوانی است که به عنوان چهارچوب سر عمل می‌کند. جمجمه ساختار صورت و مغز را حفظ می‌کند. جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده ‌است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه ‌است وظیفه ی حفاظت از مغز را بر عهده دارد؛ و قسمت دوم استخوانهای صورت، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته‌است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند. در مجموع ۲۲ عدد استخوان، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند. 

۱۰:۱۸۲۷
ارديبهشت

محلی که استخوان ها در کنار یکدیگر قرار گرفته اند را مفصل می گویند. مهمترین کارکرد مفاصل امکان حرکت است. مفاصل موجب می شوند تا استخوان ها بتوانند در کنار هم حرکت کنند و این حرکت موجب تغییر شکل اسکلت و بدنبال آن تغییر شکل کل بدن می شود و این تغییر شکل است که به انسان اجاره می دهد تا بتواند بر روی محیط پیرامون خود تاثیر بگذارد و یا موقعیت خود را در مکان جابجا کند. معمولا در محل مفصل، استخوان ها قدری حجیم تر می شوند تا سطح تماس آنها با یکدیگر بیشتر شود. این افزایش سطح تماس هم موجب حرکت بهتر و هم پایداری بیشتر در حین حرکت می شود. مفصل قسمتی از سیستم حرکتی بدن انسان است که فعالیت زیادی دارد و به علت همین فعالیت زیاد است که بیش از قسمت های دیگر این سیستم دچار اختلال در عملکرد می شود. بیشترین بیماری های سیستم حرکتی بدن در مفاصل است. درد، تورم و خشکی در حرکت از معمول ترین مشکلات سیستم حرکتی است که به علت اختلال در کارکرد مفصل بوجود میاید. از لحاظ کارکردی سه نوع مفصل در بدن انسان وجود دارد.

مفصل متحرک ، در این نوع مفاصل دو استخوان تشکیل دهنده مفصل کاملا آزادانه در کنار یکدیگر حرکت می کنند. مانند مفصل مچ دست یا زانو. در مفصل زانو استخوان درشت نی کاملا در مقابل استخوان ران حرکت کرده و به جلو و عقب میرود.

مفصل نیمه متحرک ، در این نوع مفاصل استخوان های تشکیل دهنده مفصل توسط بافتی دیگر به یکدیگر چسبیده اند. گرچه این استخوان ها می توانند نسبت به هم حرکت کنند ولی این حرکت آزادانه و کامل نیست. به عنوان مثال میتوان از مفاصل بین دو مهره کمری یا مفصل بین استخوان های درشت نی و نازک نی در ناحیه زانو نام برد. مهره های کمر توسط دیسک بین مهره ای به هم متصل می شوند. گرچه با تغییر شکل دیسک مهره ها می توانند کمی نسبت به هم حرکت کنند ولی این حرکت محدود است.

مفصل ثابت ، در این مفاصل دو سر استخوان ها توسط غضروف یا رباط به هم متصل شده و عملا حرکتی بین دو استخوان وجود ندارد. مثل مفصل بین استخوان های جمجمه. گرچه جمجمه از تعدادی استخوان صفحه های در کنار هم درست شده است که از هم جدا هستند ولی این استخوان ها نسبت به هم حرکتی ندارند.

ساختار مفصل ، در یک مفصل متحرک انتهای استخوان به وسیله ی غضروف مفصلی پوشیده می شود و از آن محافظت می کند. در اطراف مفصل، کپسول مفصلی قرار دارد که به انتهای استخوان چسبیده است. سطح داخلی این کپسول مایعی ترشح می کند تا سطح مفصل کاملا چرب شود. رباط ها قسمت ضخیم کپسول هستند و به انتهای استخوام متصل اند و مانع باز شدن زیاد مفصل یا حرکت آن در جهت نامطلوب می شوند. 

۱۰:۱۶۲۷
ارديبهشت

غضروف شکلی از بافت پیوندی است. سلولهای سازنده غضروف کندروسیت نام دارند. کندروسیتها ماتریکس غضروف را می‌سازند. غضروف یا بخشی از یک اندام مانند تیغه بینی، حنجره، نای و لاله گوش را می‌سازد یا انتهای استخوان ها را در یک مفصل می پوشاند. استخوان ها داشتن حرکتی آسان بر روی یکدیگر را مدیون غضروف های سالم هستند. در بدن سه نوع غضروف داریم: غضروف فیبر مانند دیسک بین مهره‌های کمر، غضروف ارتجاعی مانند لاله گوش، غضروف شفاف مانند غضروف مفصلی.

۱۰:۱۵۲۷
ارديبهشت

اپی‌فیز ، به قسمت گرد استخوان های بلند را اپی‌فیز میگویند. این قسمت معمولا با استخوانهای مجاور مفصل میشود. استخوان های بلند از سه قسمت تشکیل شده‌اند. قسمت وسط که بسیار محکم است را دیافیز می نامند. دو سر استخوان که قدری بزرگتر و برجسته تر است را اپی‌فیز میگویند. بین اپی فیز و دیافیز قسمتی از استخوان قرار گرفته که از جنس استخوان اسفنجی است. به این قسمت از استخوان متافیز می گویند.

۱۲:۲۴۲۵
ارديبهشت

۱۲:۲۴۲۵
ارديبهشت

۱۲:۲۳۲۵
ارديبهشت

۱۲:۲۳۲۵
ارديبهشت

۱۲:۲۲۲۵
ارديبهشت

۱۲:۲۰۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۸۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۸۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۶۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۵۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۴۲۵
ارديبهشت

۱۲:۱۱۲۵
ارديبهشت

۱۱:۳۴۲۴
ارديبهشت

۱۱:۳۳۲۴
ارديبهشت

۱۱:۳۲۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۹۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۸۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۷۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۵۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۴۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۳۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۱۲۴
ارديبهشت

۱۰:۱۰۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۸۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۶۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۵۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۴۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۳۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۲۲۴
ارديبهشت

۱۰:۰۱۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۹۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۸۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۷۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۶۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۵۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۴۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۳۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۲۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۱۲۴
ارديبهشت

۰۹:۵۰۲۴
ارديبهشت

۰۹:۴۹۲۴
ارديبهشت

۰۹:۴۸۲۴
ارديبهشت

۰۹:۴۷۲۴
ارديبهشت

۰۹:۴۵۲۴
ارديبهشت

۰۹:۰۰۲۴
ارديبهشت

۰۸:۵۸۲۴
ارديبهشت

۰۸:۵۶۲۴
ارديبهشت

۰۸:۵۳۲۴
ارديبهشت

۰۸:۵۱۲۴
ارديبهشت

۰۸:۵۰۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۸۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۷۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۵۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۴۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۳۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۲۲۴
ارديبهشت

۰۸:۴۰۲۴
ارديبهشت

۰۸:۳۸۲۴
ارديبهشت

۰۸:۳۷۲۴
ارديبهشت

۰۸:۳۶۲۴
ارديبهشت

۰۸:۳۵۲۴
ارديبهشت